تبلیغات
هنرمند بودن هم هنر است - کلیات تئوری موسیقی به صورت خلاصه(ادامه)
 
درباره وبلاگ


سلام بر تمامی بازدید کنندگان عزیز.این وبلاگ قصد دارد بطور اینترنتی موسیقی را آموزش دهد و هنرجو می پذیرد.البته دیگر عزیزان هم می توانند از این وبلاگ دیدن بفرمایند.امید است با نظراتتان ما را در بالا بردن هرچه بهتر کیفیت این وبلاگ یاری فرمایید........نظر یادتون نره
مدیریت وبلاگ:میلاد موزیک...09366828155
miladaghajanimajd@gmail.com

مدیر وبلاگ : میلاد موزیک
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما بهتر است از چه سن وارد عرصه ی موسیقی شد؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هنرمند بودن هم هنر است
برای رسیدن به موفقیت هرگز نباید نا امید باشید.حتی اگه....................




 نت
  نُت یا نوت، در موسیقی به دو معنی بکار می رود: یکی به معنی واحد صدائی با فرکانس ثابت که نامی بر آن گذاشته شده و دیگری به معنی نمایش یا نشانه نوشتاری این این صدا.
 در معنی اول نت ها هفت نام برای نوشتن اصوات موسیقایی هستند. در ایران به پیروی از فرانسه و ایتالیا نت ها تک هجایی نام گذاری شده اند: دو ر می فا سل لا سی (Do, re, mi, fa, sol, la, si). در روش نام گذاری الفبایی که در کشورهای انگلیسی و آلمانی زبان رایج است این نت ها "A, B, C, D, E, F, G" هستند که A در این روش برابر با «لا» (La) در روش هجائی است. در معنی دوم نت ها را با نشانه هائی برای نت نویسی را رو یا بین پنج خط به نام خطوط حامل که از پایین به بالا شمرده می شود می نویسند. نام نت از روی جائی که روی خط های حامل قراردارد مشخص می شود. دیگر مشخصات نت را نیز با شکل های قراردادی که برای نت طرح شده نمایش می دهند. در این شکل نت ها به صورت دایره های کوچک (بعد از نشانه کلید سل ) به ترتیب از چپ به راست روی پنج خط حامل نوشته شده اند. ● پیشینه نام گذاری نت ها گوییدو د آرتسو (۱۰۵۰ ۹۹۰، Guido d&#۰۳۹; Arezzo)، کشیشی فرانسوی، ساکن ایتالیای قرن ۱۱ میلادی، برای نخستین بار نام این نت ها را بر اساس سروده ای مشهور به سرود سن ژان که گویا خود برایش آهنگی ساخته بود انتخاب کرد: Ut queant laxis resonare fibris Mira gestorum famuli tuorum Solve poluti labireatum Sancte Johannes. در این دوران موسیقی شش هجایی بود و در سده های پس از آن بود که «سی» بر آن افزوده شد و هجای «دو» جایگزین «اوت» شد. ریشه تاریخی آموزش موسیقی مجار در دیگر سیستم های تعلیم و تربیت اروپا ریشه یابی منابع و تاریخ آموزش موسیقی برای درک کامل چگونگی شکل گیری اصول کودای ضروری است . اگر بخواهیم نت خوانی و سلفژ «dohمتحرک » را به عنوان یکی از اصول بنیادی روش کودای بررسی کنیم ، باید نخست به کار گویید و آرستو کشیش فرانسوی مقیم ایتالیا دراین زمینه اشاره کنیم .شش هجای نام نت ها از یک مناجات نامه لاتین گرفته شده است که هر کدام هجای یک بیت را تشکیل می دهد.سرانجام در قرن هفدهم هجای UT جای خود را به DOH داد و در پایان همین قرن SI به عنوان نت هفتم به رسمیت شناخته شد .ما به جای SOH،SOL را به کار می بریم ، تا همه ی هجاهای نت به حرف صدا دار ختم شود .از آنجا که در نت نویسی گاه به اختصار حرف اول نام نت را می نویسیم و نت پنجم (SOH) و هفتم (SI) حرف S در اول دارند، برای پرهیز از خطا به جایTI،SI به کار می بریم. یعنی : d r m f s l t یا نام کاملشان : DOH RAY FAH SOH LAH TE در تلفظ نت های التر (تغییر کرده با علامت دیز یا بمل ) حرف صدا دار نت تغییر می کند . مثلا FAH دیز شده FE تلفظ می شود و TE بمل شده TA .بجزاین دو موارد رایج ترین نیم پرده های کروماتیک عبارتند از : نت هفتم دیز شده یعنی SI (با تلفظ SE ) می شود. تمام دیزها به حرف صدادار E - و بمل ها به A -ختم می شوند. ما در تمرین آموزش سلفژ از این نیم پرده ها استفاده می کنیم : DOH-DE,RAY-RE,ME-MA,FAH-FE,SOH-SE,LAH-LE,TE-TA.دیگر این که غالبأ RAY به RA و به کرات LAH به LA تبدیل می شود . ما از این نیم پرده های کرومات برای مقاصد عملی استفاده می کنیم و هرگز به استثناها که کاربردی ندارد استناد نمی کنیم . سایر نیم پرده های کرومات برای مدولاسیون تند در طرح مدولیک به مار می رود که دراین سطح، سلفژ نسبی چندان کاربردی ندارد .
نقش سکوت در موسیقی
تشبیه سکوت به صفحه سفیدی که موسیقی بر آن نقش میشود، چندان صحیح نیست. در واقع سکوت، یکی از رنگهای موجود در جعبه رنگ آهنگساز است. آنچه موسیقی جز را از قالبهای دیگر موسیقی مجزا میکند این است که هر نوازنده –از طریق بداهه نوازی- به نوعی آهنگساز هم محسوب میشود و باید شیوه استفاده موثر از سکوت را به خوبی بشناسد. من غالبا به لزوم وجود یک کلاس تخصصی برای تدریس نقش سکوت در موسیقی فکر میکنم، زیرا میزانهای سکوت در واقع زمان انتظار نیستند بلکه زمانی برای شنیدن فعال یا به عبارتی درک اهمیت صدایی که شنیده ایم، هستند، حالتی که در یک گفتگوی خوب پیش می آید. فوت و فن در موسیقی جز از بالاترین اهمیت برخوردار است و به کار گرفتن سکوت، بخشی از این تکنیک یا فوت و فن به شمار میرود. اینکه چه زمانی فضای صوتی خالی مانده و باید با نتها پر شود و اینکه گاهی به صدا در نیاوردن ساز میتواند به همان اهمیت صحیح نواختن نتها باشد، جزئی از دانش لازم برای تبدیل شدن به یک نوازنده موفق جز است. به کار گیری سکوت برای مدت بسیار کوتاه (در حد یکی دو ضرب) یا مدت بیشتر (میزان بعد از میزان)، هر یک تاثیری متفاوت بر روی شنونده باقی میگذارند. این کار میتواند تاکید بیشتری بر نوای سازهای دیگر محسوب شود زیرا با سکوت یک ساز، پاساژهای اجرا شده توسط نوازندگان دیگر، برجسته تر شده و به گوش شنونده میرسند. چند ضرب سکوت، میتواند اشتیاق شنونده را نسبت به آنچه خواهد شنید افزایش دهد. به این ترتیب سکوت میتواند موجد حس انتظار و پیش بینی باشد.اگر ما این دو عامل را به عنوان تنش و رهایی در نظر بگیریم، سکوتی که پس از یک عبارت موسیقایی میآید میتواند شنونده را از تنش ایجاد شده توسط موسیقی رها سازد و از طرف دیگر میتواند با در انتظار نگه داشتن شنونده برای شنیدن عبارت بعد، خود عامل بروز تنش باشد. طول زمان یک سکوت، فاصله بین دو سکوت و حجم سکوت (که بسته به تعداد نوازندگانی که در یک زمان سکوت میکنند بستگی دارد)، همه با هم بر شنونده تاثیر میگذارند. این تاثیرات، تجربه شنیداری هر شنونده را رنگ آمیزی میکنند. علاوه بر اینها، سکوت با کاستن از درهم ریختگیهای صوتی، به هر عبارت صوتی رنگ میبخشد. هنگامی که در هنگام گفتگو، طرفین مکالمه تنها به ابراز عقیده مداوم بپردازند و کلمات از دهانشان به بیرون پرتاب شود، فضایی خفه ایجاد میکند، موسیقی نیز همینطور است، در این حالت موقعیت شنونده بسیار غیر قابل تحمل میشود. دانستن این که چه زمانی و به چه مقدار از سکوت استفاده کنیم، بخشی از یک مکالمه موفق و یکی از مهمترین تواناییهای هر موسیقی دانی است. اگربا دقت بیشتر به تعدادی از قطعات موسیقی محبوب خود گوش دهید، متوجه خواهید شد که بهترین موسیقی دانان چگونه از سکوت استفاده میکنند.هنرمندان بزرگ دارای تکنیکهایی بی نقص هستند، اما تمام آنها علاوه بر آموختن چگونه نواختن، استفاده به جا از سکوت را نیز می آموزند. آهنگسازان دانا، تمام ایده های عالی خود را یک باره بر بوم نمیریزند تا تصویری بدرنگ از آن حاصل شود و تجربه شنونده به چیزی ناگوار مبدل شود. این هنرمندان میدانند چگونه به تبادل کامل و واضح ایده های خود بپردازند. به فواصل میان عبارات موسیقی توجه کنید، به زمانی که یک ساز با رفتن باقی ساز ها به پس زمینه، پررنگ میشود توجه کنید. به هنگامی که تک نوازان بدون حضور رقابت انگیز سازها و اصوات دیگر، تمام توجه شنونده را به خود جلب میکنند، دقت کنید. سکوت را به عنوان یکی از رنگهای موسیقی بشنوید زیرا سکوت، هنگامی که به درستی به کار برده شود، یک رنگ است.
گام ها در موسیقی
 گام :
به مجموعه چند نت پی در پی که با فاصله های معین و حساب شده به دنبال هم نواخته می شوند و آخرین نت آن ، هنگام بالایی نت اول باشد یک گام موسیقی می گویند .  
درجه گام :
 اصوات معین و پی در پی را درجه گام می نامند .
 ریشه گام :
ریشه گام مهمترین نت یک گام هست و نتی است که گام بعد از اون نام گذاری میشه مثلا اگر گام A major رو در نظر بگیرید ریشه گام A خواهد بود .
 نکته :
 همیشه در اجرای یک گام شروع آن الزاما با نت ریشه نیست بلکه ممکنه چند نت در قبل از آن از همان گام نواخته بشه .
انواع گام :
1) گامهای دیاتونیک 2) گامهای کروماتیک
 گام کروماتیک :
 گامی است که فاصله میان تمام درجه های آن یک نیم پرده است
 گام دیاتونیک :
 گامی است که فاصله های میان درجات آن مانند کروماتیک یکدست و برابر نیستند مانند گامهای ماژور و مینور
 گام ماژور ( Major Scale )
 این گام یکی از مهمترین گامهای دیاتونیک است و با احتساب نت همنام آخر ، هشت نت دارد و فاصله های میان درجات متوالی متشکل از پنج پرده و دو نیم پرده است .
 برای متوجه شدن این موضوع به الگوی زیر دقت کنید :
 VIII نیم پرده VII پرده VI پرده V پرده IV نیم پرده III پرده II پرده I حالا بعنوان مثال به گامهای لا ماژور و دو ماژور دقت کنید : A Major : A - - B - - C# - D - - E - - F# - - G# - A C Major : C - - D - - E - F - - G - - A - - B - C  
همونطور که میبینید گام دو ماژور، گام دیاتونیکی هستش که در اون از نت های دیز یا بمل خبری نیست .
 تب ها گیتار این دو گام رو براتون می زارم تا جای نت ها رو ببینید . این گامها به دوشکل افقی و عمودی نوشته شده اند .
 گام مینور ( Minor Scale )
 یک گام مهم دیاتونیک دیگر گام مینور است . گام مینور در کنار گام ماژور به Ying Yang موسیقی ملقب شدن . گام مینور هم با احتساب نت آخر همنام هشت نت دارد که فاصله میان درجات آن از 2 نیم پرده و 5 پرده تشکیل شده است
.
الگوی زیر نشاندهنده یک گام مینور خواهد بود :
 VIII پرده VII پرده VI نیم پرده V پرده IV پرده III نیم پرده II پرده I حالا برای درک بهتر به گام لا مینور و دو مینور دقت کنید : Aminor : A -- B - C -- D -- E - F -- G -- A Cminor : C -- D - D# -- F -- G - G# -- A#
همانطور که مشاهده می کنید گام لا مینور هم گام دیگر دیاتونیک هست که در آن از نت های بمل و دیز خبری نیست .
 گام مینور به سه گونه وجود دارد :
 1) طبیعی 2 ) هارمونیک 3 ) ملودیک
 که جای بحث فراوانی دارد.
 گام مینور پنتاتونیک ( Pentatonic Minor Scale )
 قبل از شروع به بررسی این گام بهتر است که شناخت اندکی نسبت به گامهای پنتاتونیک پیدا کنیم . گامهای پنتاتونیک که پایه ریزی شده از گامهای ماژور و مینور هستند به استثنا دو نت که از این گامها کنار گذاشته شده اند که این امراین گامها را از حالت دیاتونیک ( هفت نت ) به پنتاتونیک ( 5 نت ) تبدیل کرده است و شاید هم همین موضوع باعث شده که این گامها طرفداران ویژه ای را در میان گیتاریست ها داشته باشند . این گام ها به شدت از طرف گیتاریست های سبک راک طرفداری می شود بخصوص اریک جانسون از آن دست نوازندگان مطرح هست که در بیشتر آثارش می توان رد این گام ها را پیدا کرد . البته این گام ها طرفداران مخصوص به خود را در نزد نوازندگان بلوز را هم داراست . همانطور که از اسم گام هم پیداست ساختار این گام از 5 نت تشکیل شده و فاصله میان درجات پی در پی ان تشکیل شده از دو پرده و دو یک و نیم پرده است . برای متوجه شدن این مطلب ساختار زیر را ببینید :
 V یک و نیم پرده IV پرده III پرده II یک و نیم پرده I  
به مثال های زیر توجه کنید :
 A minor pentatonic : A --- C -- D -- E --- G
#C minor pentatonic : C --- D# -- F -- G --- A
 E minor pentatonic : E --- G -- A -- B --- D
 گام ماژور پنتاتونیک ( Major Pentatonic Scale )  
در ادامه معرفی گام های موسیقی می رسیم به گام ماژور پنتا تونیک که یک گام دیگر پنتا تونیک هست .پایه این گام از گام ماژورگرفته شده است و فاصله میان درجات آن تشکیل شده از سه پرده و یک ، یک و نیم پرده . برای درک این موضوع الگوی زیر رو ببینید :
 V پرده IV یک و نیم پرده III پرده II پرده I به مثال زیر که گام لا
 ماژور پنتاتونیک را نمایش می دهد دقت کنید :
 A -- B -- C# --- E -- F#
 و همینطور :
 C major pentatonic : C -- D -- E --- G -- A  
گام مینور هارمونیک ( Harmonic minor Scale )  
گام زیبایی که در آثار کلاسیک و راک بوفور به چشم می خورد . در آثار ویوالدی ، باخ و پاگانینی و همینطور در کارهای ریچی بلک مور و اینگوی مالمستین بوضوح می توانید رد پای این گام را ببینید که چه زیبا خودنمایی می کند . این رو هم اضافه بکنم که این گام را با نام هارمونیک شرقی هم می شناسند و این بخاطر تم شرقی این گام است . این گام هم یک گام دیاتونیک است و فاصله میان درجات آن تشکیل شده از سه پرده ، دو نیم پرده و یک ، یک و نیم پرده . به الگوی زیر توجه کنید :
 VII یک و نیم پرده VI نیم پرده V پرده IV پرده III نیم پرده II پرده I اکنون مثال زیر را ببینید :
 Aminor Harmonic : A -- B - C -- D -- E - F ---# G  
اگر الگوی این گام را با گام مینور مقایسه کنید متوجه شباهت این دو خواهید شد . دلیل این امر این است که گام هارمونیک مینور پایه ریزی شده از روی گام مینور است یا به اصطلاح هارمونیک گام مینور است ( گام هارمونیک مینور ) . فرق بین این دو در G# است که همین نت باعث هارمونیک شدن این گام می باشد .
 گام ماژور بلوز ( Blues Major Scale )  
گام زیبای بلوز ماژور که در در موسیقی بلوز ، جز و راک شنیده میشود دارای 6 نت می باشد . فاصله میان در جات آن را با استفاده از الگوی زیر بشناسید :
 VI پرده V نیم پرده IV نیم پرده III پرده II یک و نیم پرده I  
برای مثال دو گام لا و می ماژور بلوز رو ببینید :
 Amajor blues : A --- C -- D - D# - E -- #F
 Emajor blues : E --- G -- A - A# - B -- #C
 گام عربی ( Arabic Scale )
 این گام همانطور که از اسمش پیداست گامی عربی است و در دسته بندی گام های شرقی به حساب می آید . گام زیبایی است که اسرار و رموز صحرا و بیابان های عربی را در خود نهفته دارد . امروزه این گام بسیار مورد استقبال هنرمندان قرار گرفته بطوریکه حتی نوازندگان غربی هم بعضا این گام را در کارهای خود بکار می برند ، جو ساتریانی در آهنگ Oriental melody این گام را استفاده کرده است .
 حال به بررسی ساختار این گام 7 نتی می پردازیم :
 VII پرده VI پرده V نیم پرده IV نیم پرده III پرده II پرده I
 برای مثال گام لا عربی را در نظر می گیریم :
 A Arabic scale : A -- B -- C# - D - D# -- F -- G
ریتم در موسیقی
زندگی ما سراسر با ریتم آمیخته شده است. شب و روز، گذر فصل ها، ضربان قلب و.. نمونه هایی از ریتم در زندگی ما هستند. اصولا ریتم الگویی تکرار شونده و ثابت دارد و منطبق بر زمان جلو می رود، ولی با توجه به حسی که به وجود می آورد به طرز شگفت انگیزی می تواند در گذر زمان برای انسان تفاوت ایجاد کند! ریتم عامل حرکت موسیقی در زمان است. وقتی یک موسیقی می تواند برای ما خوشایند باشد که ریتم آن مناسب حال ما باشد. برای بررسی ریتم باید ابتدا با ضرب و ارزش زمانی نت ها آشنا شویم. ضرب(Beat) در موسیقی به معنای واحد زمان است. گاهی یک ضرب یا یک ثانیه اشتباه گرفته می شود. در صورتی که وقتی 60 ضرب در دقیقه داشته باشیم یک ضرب معادل یک ثانیه خواهد بود(می گوییم سرعت اجرا یا تمپو 60 است) به همین طریق اگر تمپو مثلا 120 باشد هر ضرب معادل نیم ثانیه خواهد بود. حال برای ایجاد ریتم نیاز داریم که نت هایمان هرکدام ارزش زمانی داشته باشند تا بتوانیم هنگام خواندن نتها ،ریتم موسیقی را نیز متوجه شویم. نت ها بر اساس ارزش زمانی عبارتند از: نت گرد: 4 ضرب –نت سفید: 2ضرب- نت سیاه: 1ضرب – نت چنگ: نیم ضرب- نت دولاچنگ: 1/4 ضرب نت سه لاچنگ: 1/8 ضرب و .... البته در بیشتر نقاط دنیا این نت ها بر اساس همان ارزش زمانی شان نام گذاری شده اند. در اینجا لفظی که در ایران به کار می رود بیان شد. نام گذاری انگلیسی به ترتیب از گرد: ( whole note-half note-quarter note- 1/8 note ….) در یک قطعه موسیقی به الگوهای منظمی بر می خوریم که در آنها بعضی نت ها قوی تر از بقیه اجرا می شوند. به مجموعه این ضرب ها وزن موسیقی گفته می شود. به دلیل تکرار شونده بودن این وزن ها می توان آنها را در دسته هایی به نام میزان(Measure) قرار داد. میزان ها بسته به تعداد و کشش ضرب ها وزن های مختلفی ایجاد می کنند. چند وزن معمول و ساده را مرور می کنیم: وزن دوتایی که از دو ضرب تشکیل می شود. و به صورت 1-2-1-2 خوانده می شود. دقت کنید که اعداد 1 سر میزان هستند و قوی تر باید اجرا شوند. حال اگر این دو ضرب از نت های سیاه باشند ما یک ریتم 2/4 خواهیم داشت. یعنی در صورت این کسر عدد 2 به معنی دو ضربی بودن و در مخرج عدد 4 به معنی نت سیاه(نتی که یک چهارم ارزش زمانی نت گرد را دارد) هستند. اگر دو ضرب نت های سفید باشند پس ما ریتم 2/2 داریم. موسیقی های تکنو دوضربی هستند. وزن های سه تایی که بر اساس الگوی 1-2-3 1-2-3 خوانده می شوند. حال اگر این سه ضرب نت های سیاه باشند ما ریتم ¾ خواهیم داشت. موسیقی والس(Waltz) بر اساس ریتم های سه تایی نوشته می شود. وزن 4 تایی هم که به صورت 1-2-3-4 خوانده می شود تنها در ضرب اول قوی نیست، بلکه به صورت قوی، نیمه ضعیف، نیمه قوی و ضعیف اجرا می شود. اگر نت های سیاه در این چهار ضرب داشته باشیم ریتمی 4/4 خواهیم داشت. موسیقی راک و جاز اغلب ریتم 4/4 دارند. آخرین ضرب معروف 6/8 است که یک ریتم 6ضربی نیست! بلکه از جایگزین کردن 3 نت چنگ به جای یک نت سیاه در ریتم 2/4 به دست می آید. پس 6/8 یک ریتم ترکیبی دو ضربی است. ریتم های بسیاری از ترکیب کردن نت ها با ارزش زمانی مختلف و یا تغییر دادن جای ضرب قوی و.. می توان بدست آورد که در این مطلب نمی گنجد. در نت نویسی همه قطعات موسیقی سرعت اجرای آن نیز حتما ذکر می شود. زیرا برای کسی که قبلا قطعه را نشنیده امکان اجرا با سرعت درست وجود ندارد. در موسیقی کلاسیک محدوده سرعت های اجرا نیز هرکدام نامی دارند که در کنار نام قطعه نوشته می شوند.
 برای مثال:
 largo: 40-60
 adagio: 66-76
 allegro:120-168 و..
 برای درک بهتر، شکل و نام نت ها و الگوهای ریتمیک عکس را با دقت ببینید.
تونالیته و آکوردشناسی
 در قسمت قبل نظام 12 نتی را از نظر فیزیک صوت بررسی کردیم. حال نحوه ترکیب این صداها و اجزای یک اثر موسیقی را بررسی می کنیم. مهم ترین بخش موسیقی ملودی یا نغمه نام دارد. ملودی حکم یک خط راست را دارد و از کنار هم گذاشتن صداها بر اساس هدف آهنگساز از ساخت موسیقی پدید می آید. ملودی خام و پرورش نیافته معمولا به راحتی در ذهن می ماند و می توان با سوت یا زمزمه آن را اجرا نمود. ولی تقریبا هر موسیقی که ما می شنویم علاوه بر ملودی شامل صداهایی برای غنای ملودی، حجیم کردن، و تکمیل آن می باشد.این صداها در مجموع به عنوان هارمونی شناخته می شود. هارمونی بر اساس سبک و سازبندی انواع بسیاری دارد. اما همگی بر پایه آکوردها اجرا می شوند. آکوردها مجموعه ای از چند نت هستند که در نوشتن هارمونی از آنها استفاده میشود.آکورد بر اساس نظامی خاص به وجود می آید که درادامه بررسی می کنیم. تمام ملودی ها پیرامون یک سری صداهای خاص ساخته می شوند. نحوه بالا و پایین رفتن نت ها، استفاده از نت های دیز یا بمل دار* و .. تونالیته های مشخصی ایجاد می کند. تونالیته یا گام به تعدادی از نت ها که با فواصل خاص درکنار هم قرار می گیرند و صدایی مشخص به وجود می آورند گفته می شود. گام ها به دو نوع کروماتیک و دیاتونیک تقسیم می شوند.(البته گام های دیگری نیز وجود دارند که در آینده به همراه سبک مورد استفاده شان بررسی خواهد شد.) نام هر گام بر اساس نتی است که با آن شروع می شود. در گام کروماتیک همگی نت ها نیم پرده با هم فاصله دارند. برای مثال اگر از نت دو شروع کنیم و به ترتیب زیر حرکت کنیم گام کروماتیک دو خواهیم داشت: دو- دو دیز- ر – ر دیز – می – فا- فا دیز- سل- سل دیز- لا- لا دیز- سی-دو *اهمیت گام های کروماتیک در آینده که سبک سریالیسم و بنیان گذاران آن را بررسی می کنیم مشخص خواهد شد. دسته بعدی گام های دیاتونیک هستند که اهمیت بیشتری دارند. خود گام های دیاتونیک به دو دسته ماژور و مینور تقسیم می شوند. گام های دیاتونیک همگی از 8 نت ساخته می شوند. گام های ماژورطبق فواصل زیر ساخته می شوند: پرده-پرده-نیم پرده-پرده-پرده-پرده-نیم پرده برای مثال: سل ماژور : سل-لا-سی-دو-ر-می-فا دیز-سل گام های مینور بر اساس الگوی زیر ساخته می شوند: پرده-نیم پرده-پرده-پرده-نیم پرده-پرده-پرده مثال : لا مینور: لا-سی-دو-ر-می-فا-سل-لا هر 8 نت یک گام که به ترتیب درجه 1 تا8 نام می گیرند ارزش یکسانی ندارند برای مثال در گام دو ماژور درجه اول و چهارم و پنجم که به ترتیب نت های دو، فا و سل هستند درجه های تونال هستند، یعنی محوریت صدای گام با این نت هاست و بهتر است ابتدا بر روی این درجات آکورد ساخته شود. براساس مجموعه صدایی که از هرگام پدید می آید اینطور برداشت می شود که گام های مینور برای ساخت موسیقی غمگین، رکوییم(اثری برای آمرزش مردگان) و شبیه اینها مناسب تر است. حال با دانستن ساختمان گام ها می توانیم آکوردها را بسازیم ساده ترین آکوردها تریاد نام دارند، و از 3 نت تشکیل می شوند. در حالت پایه این نت ها بر روی درجات اول و سوم و پنجم گام ساخته می شوند، برای مثال دوباره گام دو ماژور را فرض کنید. اگر بخواهیم آکورد دو ماژور بسازیم باید پایه آکورد(نت اول) را نت دو و نت های بعدی را نیز می(درجه سوم گام) و سل (درجه پنجم گام) انتخاب کنیم. آکوردهای فا ماژور و سل ماژور نیز به ترتیب فا-لا-دو و سل- سی-ر هستند. البته با کم و زیادشدن فواصل بین نت های آکورد، عوض شدن جای نت ها و.. آکوردهای بسیاری به وجود می آیند که مبحث گسترده ایست و احتیاج به تمرین و شنیدن صداها دارد. در صورت تمایل می توانید به کتاب های تئوری موسیقی مراجعه کنید. این مطالب صرفا آشنایی مقدماتی برای شناخت فضای آهنگ و شکل گیری هارمونی بود. در قسمت بعد به نحوه ساخت هارمونی و همچنین بافت موسیقی می پردازیم *دیز (با علامت #) هر نت را به اندازه نیم پرده بالاتر(زیرتر) می برد.
 بمّل ( علامت b) نیز هر نت را نیم پرده پایین تر(بم تر) می برد.
هارمونی و بافت موسیقی
در قسمت قبل تونالیته و نحوه ساختن آکورد ها را مرور کردیم. البته به دلیل حجم بالا فقط آکوردهای پایه بررسی شد. حال به دنیای هارمونی وارد می شویم. آکوردهایی با درجات اول وپنجم و هشتم هر گام، چهارصدایی ها، آکوردهای معکوس( وقتی جای درجات تغییر کند) و ... تنها بخشی از تغییر شکل های آکوردها برای دست یابی به هارمونی قوی و منحصر به فرد است. به همه اینها حالتی را اضافه کنید که کاربرد بسیار زیادی دارد. وقتی نت های آکورد به صورت متوالی و نه همزمان اجرا شوند(اصطلاحا آکورد شکسته یا آرپژمی گویند). به راحتی می توان دریافت که علم هارمونی نا محدود و بسیار پیچیده است. این پیچیدگی باعث می شود تعدادی از آهنگسازان به جای ساخت ملودی و سپس پرورش آن، ابتدا آکوردهای خاصی انتخاب کنند و بعد ملودی را مطابق این آکوردها بیافرینند. به دلیل تنوع و تعداد زیاد ساز غنی ترین و پیچیده ترین هارمونی ها را در موسیقی ارکسترال می توان شنید. جایی که آهنگساز با شناختی که از حجم، رنگ و وسعت صدای هر ساز دارد هارمونی اثر خود را می نویسد. گاهی برای ایجاد فضایی محزون صدایی کوتاه ولی قوی از ترومپت ها و ترومبون ها و گاهی برای شادی و سر مستی آرپژهای سریع از ویولون ها شنیده می شود. در موسیقی عامه پسند غرب نیز با اختراع گیتار باس تحولی در هارمونی این سبک ها ایجادشد. قبل از اختراع این ساز اغلب کنترباس(بزرگترین عضو خانواده سازهای زهی ) به دلیل صدای بم و قوی در ایجاد هارمونی ریتم دار نقش داشت. ولی گیتار باس جایگزین مناسبی برای این ساز بود.این ساز در موسیقی راک و متال نیز به سرعت جا افتاد و نقش مهمی را ایفا کرد. اکنون که اجزای تشکیل دهنده یک اثر موسیقی را می دانیم، می توانیم بافت های موسیقی را ایجاد کنیم. بافت موسیقیایی توصیف لایه های صوتی یک موسیقی است. وقتی که صداهای گوناگون برای پرورش و غنای یک اثر با هم ترکیب می شوند. ساده ترین بافت مونوفونیک( تک صدایی) نام دارد. در این بافت یک خط ملودی توسط ساز یا انسان اجرا می شود. یک گروه کر که همزمان یک آواز را در یک محدوده صدایی می خواند هم بافتی مونو فونی دارد و صرفا برای رسیدن به حجم صدای بیشتر از تعداد زیادی خواننده استفاده می شود. بافت بعدی هوموفونیک نام دارد.تعداد زیادی از موسیقی هایی که امروزه می شنویم چنین بافتی دارند. در بافت هومو فونیک، ملودی که بخش اصلی است توسط آکورد ها تکمیل می شود و معنا پیدا می کند. پیچیده ترین و غنی ترین بافت موسیقی پلی فونیک نام دارد. در این بافت آهنگساز چند خط ملودی مکمل یکدیگر را با هم ترکیب کرده و اجرا می کند. برای درک مهم بودن این بافت دقت کنید که شما وقتی به صحبت کردن چند نفر گوش بدهید احتمالا سردرد می گیرید و چیزی متوجه نخواهید شد. ولی آهنگساز چنان ملودی های مختلف را ترکیب می کند که نه تنها گیج کننده نیست، بلکه باعث ایجاد بُعد در موسیقی می شود و شنونده را متحیر می کند. برای درک بافت پلی فونی باید بارها آن را شنید تا تحلیل آن در ذهن آسان تر شود. یکی از مهم ترین روش های به کار گیری پلی فونی استفاده از تقلید است. بدین صورت که وقتی ملودی اصلی آغاز می شود و پیش می رود دوباره همان ملودی توسط سازها یا آوازخوانان دیگر همزمان اجرا می شود. یا قسمت هایی از ملودی در طول اجرا دوباره تکرار می شود. پلی فونی در موسیقی قبل از دوره باروک(قبل از سال 1600 میلادی) به ویژه در موسیقی آوازی بسیار رایج بوده است. ولی در ابتدای دوره باروک آهنگسازان اینطور فکر می کردند که بافت هومو فونیک موسیقی واضح تری تولید می کند.تا اینکه در اواخر این دوره پلی فونی بار دیگر رایج شد. یوهان سباستین باخ به عنوان بزرگترین آهنگساز دوره باروک بهترین و غنی ترین آثار پلی فونی را ساخته است. آثار جورج فردریش هندل موسیقی دان آلمانی هم سرشار از بافت پلی فونی است.
تحلیل صدای انسان و انواع سازها
از هزاران سال پیش تا کنون آواز محبوب ترین و ملموس ترین بخش موسیقی بوده است. به کمک آواز می توان مفهوم و حس واژه ها را بهتر منتقل کرد. آواز خواندن تفاوت بسیاری با گفتار دارد. زیرا احتیاج به اجرای محدوده بیشتری از صداها، داشتن نفس زیاد و کنترل آن است. هنگام خروج هوا تارهای صوتی به نوسان در می آید و صدا تولید میشود. البته در آوازخوانی گلو، دهان و بینی هم نقش مهمی در تولید صدای مطلوب دارند. هرچه تارهای صوتی انسان کشیده تر باشد صدا زیرتر خواهد بود. به دلیل طول و ضخامت بیشتر تارهای صوتی در مردان محدوده صدای آنان نیز متفاوت است. محدوده کلی صدای انسان به ترتیب زیر به بم شدن عبارتند از: اعداد مربوط به اکتاوهای پیانو می باشد که از بم تا زیر ترین اکتاو اعداد 0 تا 6 می گیرد) زنان :سوپرانو(دو4 تا لا 5 )- متسو سوپرانو(لا3 تا فا5 ) –کنترآلتو(فا3 تا ر5) مردان: تنور(سی 2 تا سل4 )- باریتون(سل 2 تا می4 )-باس(می2 تا دو4) البته این تقسیمات خود به محدوده های کوچکتری تقسیم می شوند. همچنین در آوازخوانی کر محدوده ها با اپرا متفاوت است. صدای انسان در حالت عادی معمولا حدود 1/5 اکتاو وسعت دارد. ولی یک خواننده حرفه ای با تعلیم و تمرین قادر به اجرای بیش از 2 اکتاو نیز هست. تعدادی از خوانندگان نیز محدوده صدایی بیش از 3 اکتاو دارند. سازها به عنوان تکمیل کننده موسیقی از نظر حجم صدا، رنگ صدا، زیبایی و.. هزاران سال است که مورد استفاده قرار می گیرند و مدام در حال دگرگونی و تکامل هستند. سازها به طور کلی به دسته های زیر تقسیم می شوند: زهی(گیتار، ویولون و ..) بادی چوبی( فلوت، کلارینت و ..) بادی برنجی( ترومپت، ساکسوفون و..) کوبه ای( طبل، تنبک ) شستی دار(پیانو، ارگ) و الکترونیک( سینث سایزر) خود این ساز ها بسته به انداره و ساختمان محدوده صوتی متفاوتی دارند. مثلا ساکسوفون خود انواع سوپرانو، آلتو، تنور،باریتون و باس دارد. مهم ترین سازها در موسیقی ارکسترال خانواده زهی ها هستند. ویولون زیرترین محدوده صوتی را در بین این سازها دارا است. ویولا، ویولون آلتو، ویولونسل، کنترباس به ترتیب صداهای بم تری تولید می کنند. سازهای بادی چوبی نیز معمولا در محدوده صداهای زیر، صدایی روشن و واضح تولید می کنند و نقش صداهای شاد را ایفا می کنند. ترومپت و دیگر سازهای بادی برنجی صدایی پر صلابت و قوی دارند و از قدیم برای مارش های نظامی و موسیقی جنگ کاربرد بسیاری داشتند. زیرا حس قدرت و غرور ایجاد می کنند. مهم ترین سازهای قرن اخیر بدون شک سازهای الکترونیک هستند. حدود صد سال پیش این گونه سازها اختراع شد، ولی تکمیل و کاربرد بسیار آن در موسیقی از سال 1950 به بعد اتفاق افتاد. دستگاه های سینث سایزر که اغلب دارای شستی هایی مانند پیانو هستند در ایجاد صدا، کشش، زیر و بم شدن، و کنترل صدا نقش مهمی دارند. آخرین تحول موسیقی الکترونیک مربوط به حضور کامپیوتر در این سبک است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()
شنبه 18 شهریور 1396 04:35 ق.ظ
I would like to thank you for the efforts you've put in penning
this website. I'm hoping to check out the same high-grade content from you in the future
as well. In fact, your creative writing abilities has inspired me to get my very own website now
;)
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:42 ق.ظ
My brother recommended I might like this blog.
He was entirely right. This post truly made my day.
You cann't imagine just how much time I had spent
for this info! Thanks!
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:53 ق.ظ
Hey! This post couldn't be written any better! Reading through this post reminds me of my good old room mate!
He always kept talking about this. I will forward this page to him.
Fairly certain he will have a good read. Thank you for sharing!
یکشنبه 8 مرداد 1396 07:42 ق.ظ
It's the best time to make some plans for the future and it's time to be happy.

I've read this post and if I could I want to suggest you some interesting things or
advice. Maybe you could write next articles referring to this article.
I want to read more things about it!
جمعه 25 فروردین 1396 05:07 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of
any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some
time and was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your
blog and I look forward to your new updates.
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:40 ق.ظ
Pretty portion of content. I simply stumbled upon your blog
and in accession capital to say that I get actually loved account your weblog posts.
Any way I will be subscribing in your augment or even I success you access
constantly quickly.
دوشنبه 21 فروردین 1396 11:00 ب.ظ
I'll immediately seize your rss feed as I can't find your e-mail subscription link or e-newsletter service.
Do you have any? Kindly let me understand so that I may
subscribe. Thanks.
سه شنبه 15 فروردین 1396 06:01 ق.ظ
Hi there are using Wordpress for your site platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and set up my own. Do you require any html coding knowledge to
make your own blog? Any help would be greatly appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر