تبلیغات
هنرمند بودن هم هنر است
 
درباره وبلاگ


سلام بر تمامی بازدید کنندگان عزیز.این وبلاگ قصد دارد بطور اینترنتی موسیقی را آموزش دهد و هنرجو می پذیرد.البته دیگر عزیزان هم می توانند از این وبلاگ دیدن بفرمایند.امید است با نظراتتان ما را در بالا بردن هرچه بهتر کیفیت این وبلاگ یاری فرمایید........نظر یادتون نره
مدیریت وبلاگ:میلاد موزیک...09366828155-09127815932
miladmusic75@gmail.com

مدیر وبلاگ : میلاد موزیک
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما بهتر است از چه سن وارد عرصه ی موسیقی شد؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هنرمند بودن هم هنر است
برای رسیدن به موفقیت هرگز نباید نا امید باشید.حتی اگه....................




سلام دوستان،من میلاد نوازنده ی گروه گیتاموزیک هستم.چون از اوایل علاقه ی خاصی به هنر در رشته ی موسیقی خصوصا پیانو داشتم،برآن شدم تا از همان کودکی وارد این هنر شده و بصورت حرفه ای آن را ادامه دهم.دراین زمینه با تشویق خانواده خصوصا پدرم شروع به آموزش تئوری موسیقی در استان قزوین شدم.هم اکنون مشغول تحصیل در رشته ی مهندسی مکانیک هستم.امیدوارم با ورود به وبلاگم از مطالب هرچند اندک بهره ببرید!!!

 

به دلیل بروز بودن وبلاگ از صفحات دیگر هم دیدن فرمایید


سامانه ی ارتباط با ما:miladaghajanimajd@gmail.com





نوع مطلب :
برچسب ها : میلاد آقاجانی، میلاد، رازمیان، میلاد آقاجانی مجد، میلاد موزیک، آقاجانی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 شهریور 1391 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()
اینحانب نماینده رسمی فروش کارتن ایران در کلیه ی خدمات کارتن در خدکت دوستان می باشم.فروش کارتن در ابعاد های مختلف و با طرح های شما.خرید ضایعات کارتن و کاغذ با بهترین قیمت
تلفن تماس:09366828155


لینک گروهhttps://telegram.me/joinchat/CzR2zQb5EboNp_Uzm8e2DA






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()
تا حالا به رهبر ارکستر دقت کردین ؟؟؟؟

پشتش رو به همه میکنه و با تمام وجود کارش رو انجام میده،،،،

یه وقتایی تو زندگی،باید پشتتو به همه کنی و با تمام وجودت کاری رو که درسته رو انجام بدی،،،

ساز زندگیت رو بنوازی

"مطمئن باش آخرش همه به احترامت بلند میشن"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

در موسیقی، به صورت قراردادی و از نظر زیر و بمی بین نت های موسیقی فاصله هایی را تعریف کرده اند که توضیح می دهیم.

نت های موسیقی که تعدادشان هفت نت است، از نظر صدایی با هم اختلاف دارند و قابل تشخیص هستند. طبق قراردادی که وجود دارد، فاصله های موجود میان نت ها از نظر زیر و بمی بدین شکل در نظر گرفته شده است:

بین نت دو تا نت ر، یک پرده موسیقایی یا همان یک پرده فاصله است.

بین نت ر تا نت می، یک پرده موسیقایی یا همان یک پرده فاصله است.

بین نت می تا نت فا، نیم پرده موسیقایی یا همان نیم پرده فاصله است. (استثنا)

بین نت فا تا نت سل، یک پرده موسیقایی یا همان یک پرده فاصله است.

بین نت سل تا نت لا، یک پرده موسیقایی یا همان یک پرده فاصله است.

بین نت لا تا نت سی، یک پرده موسیقایی یا همان یک پرده فاصله است.

بین نت سی تا نت دو، یک پرده موسیقایی یا همان یک پرده فاصله است. (استثنا)

در ضمن می توانیم با یک سری علامت هایی این فواصل را تغییر دهیم. مثل علامت های بمل b، دیز #، سری و کرن (سری و کرن در موسیقی کلاسیک ایران استفاده می شوند).

علامت بمل b، نت را نیم پرده کم می کند یا به عقب بر می گرداند. مثلا اگر بین نت دو تا ر یک پرده وجود دارد، اگر برای نت ر علامت بمل بیاید، بین نت های دو تا ر به جای یک پرده، نیم پرده فاصله ایجاد می شود.

علامت دیز # دقیقا عکس علامت بمل عمل می کند. یعنی نیم پرده به جلو و یا زیاد می شود.

مثلا اگر بین نت دو تا ر یک پرده وجود دارد، اگر برای نت ر علامت دیز بیاید، بین نت های دو تا ر به جای یک پرده، یک و نیم پرده فاصله ایجاد می شود.

علامت های سری و کرن هم به ترتیب یک چهارم زیاد و یک چهارم کم می کنند.

برای درک بهتر این فواصل می توانید از کلیدهای پیانو استفاده کنید.

فاصله موسیقایی چیست؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 بهمن 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()
این علامت در کنار هر نتی قرار بگیرد صدای آن نت را نیم پرده " کروماتیک " بالا میبرد یا اصطلاحآ زیرتر میکند.علامت دیز در موسیقی # است. علامت دیز صدای نت را نیم‌پرده کروماتیک زیرتر و علامت بمل صدای نت را نیم‌پرده کروماتیک بم‌تر می‌کند. وقتی علامت دیز قبل از نتی قرار بگیرد، باید نزدیک‌ترین شستی‌های سیاهی را که سمت راست آن نت قرار دارد بزنیم



نوع مطلب :
برچسب ها : دیز، علامت دیز،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 بهمن 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()




نوع مطلب :
برچسب ها : گام، دیاتونیک، گام دیاتونیک،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 بهمن 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()
 نت
  نُت یا نوت، در موسیقی به دو معنی بکار می رود: یکی به معنی واحد صدائی با فرکانس ثابت که نامی بر آن گذاشته شده و دیگری به معنی نمایش یا نشانه نوشتاری این این صدا.
 در معنی اول نت ها هفت نام برای نوشتن اصوات موسیقایی هستند. در ایران به پیروی از فرانسه و ایتالیا نت ها تک هجایی نام گذاری شده اند: دو ر می فا سل لا سی (Do, re, mi, fa, sol, la, si). در روش نام گذاری الفبایی که در کشورهای انگلیسی و آلمانی زبان رایج است این نت ها "A, B, C, D, E, F, G" هستند که A در این روش برابر با «لا» (La) در روش هجائی است. در معنی دوم نت ها را با نشانه هائی برای نت نویسی را رو یا بین پنج خط به نام خطوط حامل که از پایین به بالا شمرده می شود می نویسند. نام نت از روی جائی که روی خط های حامل قراردارد مشخص می شود. دیگر مشخصات نت را نیز با شکل های قراردادی که برای نت طرح شده نمایش می دهند. در این شکل نت ها به صورت دایره های کوچک (بعد از نشانه کلید سل ) به ترتیب از چپ به راست روی پنج خط حامل نوشته شده اند. ● پیشینه نام گذاری نت ها گوییدو د آرتسو (۱۰۵۰ ۹۹۰، Guido d&#۰۳۹; Arezzo)، کشیشی فرانسوی، ساکن ایتالیای قرن ۱۱ میلادی، برای نخستین بار نام این نت ها را بر اساس سروده ای مشهور به سرود سن ژان که گویا خود برایش آهنگی ساخته بود انتخاب کرد: Ut queant laxis resonare fibris Mira gestorum famuli tuorum Solve poluti labireatum Sancte Johannes. در این دوران موسیقی شش هجایی بود و در سده های پس از آن بود که «سی» بر آن افزوده شد و هجای «دو» جایگزین «اوت» شد. ریشه تاریخی آموزش موسیقی مجار در دیگر سیستم های تعلیم و تربیت اروپا ریشه یابی منابع و تاریخ آموزش موسیقی برای درک کامل چگونگی شکل گیری اصول کودای ضروری است . اگر بخواهیم نت خوانی و سلفژ «dohمتحرک » را به عنوان یکی از اصول بنیادی روش کودای بررسی کنیم ، باید نخست به کار گویید و آرستو کشیش فرانسوی مقیم ایتالیا دراین زمینه اشاره کنیم .شش هجای نام نت ها از یک مناجات نامه لاتین گرفته شده است که هر کدام هجای یک بیت را تشکیل می دهد.سرانجام در قرن هفدهم هجای UT جای خود را به DOH داد و در پایان همین قرن SI به عنوان نت هفتم به رسمیت شناخته شد .ما به جای SOH،SOL را به کار می بریم ، تا همه ی هجاهای نت به حرف صدا دار ختم شود .از آنجا که در نت نویسی گاه به اختصار حرف اول نام نت را می نویسیم و نت پنجم (SOH) و هفتم (SI) حرف S در اول دارند، برای پرهیز از خطا به جایTI،SI به کار می بریم. یعنی : d r m f s l t یا نام کاملشان : DOH RAY FAH SOH LAH TE در تلفظ نت های التر (تغییر کرده با علامت دیز یا بمل ) حرف صدا دار نت تغییر می کند . مثلا FAH دیز شده FE تلفظ می شود و TE بمل شده TA .بجزاین دو موارد رایج ترین نیم پرده های کروماتیک عبارتند از : نت هفتم دیز شده یعنی SI (با تلفظ SE ) می شود. تمام دیزها به حرف صدادار E - و بمل ها به A -ختم می شوند. ما در تمرین آموزش سلفژ از این نیم پرده ها استفاده می کنیم : DOH-DE,RAY-RE,ME-MA,FAH-FE,SOH-SE,LAH-LE,TE-TA.دیگر این که غالبأ RAY به RA و به کرات LAH به LA تبدیل می شود . ما از این نیم پرده های کرومات برای مقاصد عملی استفاده می کنیم و هرگز به استثناها که کاربردی ندارد استناد نمی کنیم . سایر نیم پرده های کرومات برای مدولاسیون تند در طرح مدولیک به مار می رود که دراین سطح، سلفژ نسبی چندان کاربردی ندارد .
نقش سکوت در موسیقی
تشبیه سکوت به صفحه سفیدی که موسیقی بر آن نقش میشود، چندان صحیح نیست. در واقع سکوت، یکی از رنگهای موجود در جعبه رنگ آهنگساز است. آنچه موسیقی جز را از قالبهای دیگر موسیقی مجزا میکند این است که هر نوازنده –از طریق بداهه نوازی- به نوعی آهنگساز هم محسوب میشود و باید شیوه استفاده موثر از سکوت را به خوبی بشناسد. من غالبا به لزوم وجود یک کلاس تخصصی برای تدریس نقش سکوت در موسیقی فکر میکنم، زیرا میزانهای سکوت در واقع زمان انتظار نیستند بلکه زمانی برای شنیدن فعال یا به عبارتی درک اهمیت صدایی که شنیده ایم، هستند، حالتی که در یک گفتگوی خوب پیش می آید. فوت و فن در موسیقی جز از بالاترین اهمیت برخوردار است و به کار گرفتن سکوت، بخشی از این تکنیک یا فوت و فن به شمار میرود. اینکه چه زمانی فضای صوتی خالی مانده و باید با نتها پر شود و اینکه گاهی به صدا در نیاوردن ساز میتواند به همان اهمیت صحیح نواختن نتها باشد، جزئی از دانش لازم برای تبدیل شدن به یک نوازنده موفق جز است. به کار گیری سکوت برای مدت بسیار کوتاه (در حد یکی دو ضرب) یا مدت بیشتر (میزان بعد از میزان)، هر یک تاثیری متفاوت بر روی شنونده باقی میگذارند. این کار میتواند تاکید بیشتری بر نوای سازهای دیگر محسوب شود زیرا با سکوت یک ساز، پاساژهای اجرا شده توسط نوازندگان دیگر، برجسته تر شده و به گوش شنونده میرسند. چند ضرب سکوت، میتواند اشتیاق شنونده را نسبت به آنچه خواهد شنید افزایش دهد. به این ترتیب سکوت میتواند موجد حس انتظار و پیش بینی باشد.اگر ما این دو عامل را به عنوان تنش و رهایی در نظر بگیریم، سکوتی که پس از یک عبارت موسیقایی میآید میتواند شنونده را از تنش ایجاد شده توسط موسیقی رها سازد و از طرف دیگر میتواند با در انتظار نگه داشتن شنونده برای شنیدن عبارت بعد، خود عامل بروز تنش باشد. طول زمان یک سکوت، فاصله بین دو سکوت و حجم سکوت (که بسته به تعداد نوازندگانی که در یک زمان سکوت میکنند بستگی دارد)، همه با هم بر شنونده تاثیر میگذارند. این تاثیرات، تجربه شنیداری هر شنونده را رنگ آمیزی میکنند. علاوه بر اینها، سکوت با کاستن از درهم ریختگیهای صوتی، به هر عبارت صوتی رنگ میبخشد. هنگامی که در هنگام گفتگو، طرفین مکالمه تنها به ابراز عقیده مداوم بپردازند و کلمات از دهانشان به بیرون پرتاب شود، فضایی خفه ایجاد میکند، موسیقی نیز همینطور است، در این حالت موقعیت شنونده بسیار غیر قابل تحمل میشود. دانستن این که چه زمانی و به چه مقدار از سکوت استفاده کنیم، بخشی از یک مکالمه موفق و یکی از مهمترین تواناییهای هر موسیقی دانی است. اگربا دقت بیشتر به تعدادی از قطعات موسیقی محبوب خود گوش دهید، متوجه خواهید شد که بهترین موسیقی دانان چگونه از سکوت استفاده میکنند.هنرمندان بزرگ دارای تکنیکهایی بی نقص هستند، اما تمام آنها علاوه بر آموختن چگونه نواختن، استفاده به جا از سکوت را نیز می آموزند. آهنگسازان دانا، تمام ایده های عالی خود را یک باره بر بوم نمیریزند تا تصویری بدرنگ از آن حاصل شود و تجربه شنونده به چیزی ناگوار مبدل شود. این هنرمندان میدانند چگونه به تبادل کامل و واضح ایده های خود بپردازند. به فواصل میان عبارات موسیقی توجه کنید، به زمانی که یک ساز با رفتن باقی ساز ها به پس زمینه، پررنگ میشود توجه کنید. به هنگامی که تک نوازان بدون حضور رقابت انگیز سازها و اصوات دیگر، تمام توجه شنونده را به خود جلب میکنند، دقت کنید. سکوت را به عنوان یکی از رنگهای موسیقی بشنوید زیرا سکوت، هنگامی که به درستی به کار برده شود، یک رنگ است.
گام ها در موسیقی
 گام :
به مجموعه چند نت پی در پی که با فاصله های معین و حساب شده به دنبال هم نواخته می شوند و آخرین نت آن ، هنگام بالایی نت اول باشد یک گام موسیقی می گویند .  
درجه گام :
 اصوات معین و پی در پی را درجه گام می نامند .
 ریشه گام :
ریشه گام مهمترین نت یک گام هست و نتی است که گام بعد از اون نام گذاری میشه مثلا اگر گام A major رو در نظر بگیرید ریشه گام A خواهد بود .
 نکته :
 همیشه در اجرای یک گام شروع آن الزاما با نت ریشه نیست بلکه ممکنه چند نت در قبل از آن از همان گام نواخته بشه .
انواع گام :
1) گامهای دیاتونیک 2) گامهای کروماتیک
 گام کروماتیک :
 گامی است که فاصله میان تمام درجه های آن یک نیم پرده است
 گام دیاتونیک :
 گامی است که فاصله های میان درجات آن مانند کروماتیک یکدست و برابر نیستند مانند گامهای ماژور و مینور
 گام ماژور ( Major Scale )
 این گام یکی از مهمترین گامهای دیاتونیک است و با احتساب نت همنام آخر ، هشت نت دارد و فاصله های میان درجات متوالی متشکل از پنج پرده و دو نیم پرده است .
 برای متوجه شدن این موضوع به الگوی زیر دقت کنید :
 VIII نیم پرده VII پرده VI پرده V پرده IV نیم پرده III پرده II پرده I حالا بعنوان مثال به گامهای لا ماژور و دو ماژور دقت کنید : A Major : A - - B - - C# - D - - E - - F# - - G# - A C Major : C - - D - - E - F - - G - - A - - B - C  
همونطور که میبینید گام دو ماژور، گام دیاتونیکی هستش که در اون از نت های دیز یا بمل خبری نیست .
 تب ها گیتار این دو گام رو براتون می زارم تا جای نت ها رو ببینید . این گامها به دوشکل افقی و عمودی نوشته شده اند .
 گام مینور ( Minor Scale )
 یک گام مهم دیاتونیک دیگر گام مینور است . گام مینور در کنار گام ماژور به Ying Yang موسیقی ملقب شدن . گام مینور هم با احتساب نت آخر همنام هشت نت دارد که فاصله میان درجات آن از 2 نیم پرده و 5 پرده تشکیل شده است
.
الگوی زیر نشاندهنده یک گام مینور خواهد بود :
 VIII پرده VII پرده VI نیم پرده V پرده IV پرده III نیم پرده II پرده I حالا برای درک بهتر به گام لا مینور و دو مینور دقت کنید : Aminor : A -- B - C -- D -- E - F -- G -- A Cminor : C -- D - D# -- F -- G - G# -- A#
همانطور که مشاهده می کنید گام لا مینور هم گام دیگر دیاتونیک هست که در آن از نت های بمل و دیز خبری نیست .
 گام مینور به سه گونه وجود دارد :
 1) طبیعی 2 ) هارمونیک 3 ) ملودیک
 که جای بحث فراوانی دارد.
 گام مینور پنتاتونیک ( Pentatonic Minor Scale )
 قبل از شروع به بررسی این گام بهتر است که شناخت اندکی نسبت به گامهای پنتاتونیک پیدا کنیم . گامهای پنتاتونیک که پایه ریزی شده از گامهای ماژور و مینور هستند به استثنا دو نت که از این گامها کنار گذاشته شده اند که این امراین گامها را از حالت دیاتونیک ( هفت نت ) به پنتاتونیک ( 5 نت ) تبدیل کرده است و شاید هم همین موضوع باعث شده که این گامها طرفداران ویژه ای را در میان گیتاریست ها داشته باشند . این گام ها به شدت از طرف گیتاریست های سبک راک طرفداری می شود بخصوص اریک جانسون از آن دست نوازندگان مطرح هست که در بیشتر آثارش می توان رد این گام ها را پیدا کرد . البته این گام ها طرفداران مخصوص به خود را در نزد نوازندگان بلوز را هم داراست . همانطور که از اسم گام هم پیداست ساختار این گام از 5 نت تشکیل شده و فاصله میان درجات پی در پی ان تشکیل شده از دو پرده و دو یک و نیم پرده است . برای متوجه شدن این مطلب ساختار زیر را ببینید :
 V یک و نیم پرده IV پرده III پرده II یک و نیم پرده I  
به مثال های زیر توجه کنید :
 A minor pentatonic : A --- C -- D -- E --- G
#C minor pentatonic : C --- D# -- F -- G --- A
 E minor pentatonic : E --- G -- A -- B --- D
 گام ماژور پنتاتونیک ( Major Pentatonic Scale )  
در ادامه معرفی گام های موسیقی می رسیم به گام ماژور پنتا تونیک که یک گام دیگر پنتا تونیک هست .پایه این گام از گام ماژورگرفته شده است و فاصله میان درجات آن تشکیل شده از سه پرده و یک ، یک و نیم پرده . برای درک این موضوع الگوی زیر رو ببینید :
 V پرده IV یک و نیم پرده III پرده II پرده I به مثال زیر که گام لا
 ماژور پنتاتونیک را نمایش می دهد دقت کنید :
 A -- B -- C# --- E -- F#
 و همینطور :
 C major pentatonic : C -- D -- E --- G -- A  
گام مینور هارمونیک ( Harmonic minor Scale )  
گام زیبایی که در آثار کلاسیک و راک بوفور به چشم می خورد . در آثار ویوالدی ، باخ و پاگانینی و همینطور در کارهای ریچی بلک مور و اینگوی مالمستین بوضوح می توانید رد پای این گام را ببینید که چه زیبا خودنمایی می کند . این رو هم اضافه بکنم که این گام را با نام هارمونیک شرقی هم می شناسند و این بخاطر تم شرقی این گام است . این گام هم یک گام دیاتونیک است و فاصله میان درجات آن تشکیل شده از سه پرده ، دو نیم پرده و یک ، یک و نیم پرده . به الگوی زیر توجه کنید :
 VII یک و نیم پرده VI نیم پرده V پرده IV پرده III نیم پرده II پرده I اکنون مثال زیر را ببینید :
 Aminor Harmonic : A -- B - C -- D -- E - F ---# G  
اگر الگوی این گام را با گام مینور مقایسه کنید متوجه شباهت این دو خواهید شد . دلیل این امر این است که گام هارمونیک مینور پایه ریزی شده از روی گام مینور است یا به اصطلاح هارمونیک گام مینور است ( گام هارمونیک مینور ) . فرق بین این دو در G# است که همین نت باعث هارمونیک شدن این گام می باشد .
 گام ماژور بلوز ( Blues Major Scale )  
گام زیبای بلوز ماژور که در در موسیقی بلوز ، جز و راک شنیده میشود دارای 6 نت می باشد . فاصله میان در جات آن را با استفاده از الگوی زیر بشناسید :
 VI پرده V نیم پرده IV نیم پرده III پرده II یک و نیم پرده I  
برای مثال دو گام لا و می ماژور بلوز رو ببینید :
 Amajor blues : A --- C -- D - D# - E -- #F
 Emajor blues : E --- G -- A - A# - B -- #C
 گام عربی ( Arabic Scale )
 این گام همانطور که از اسمش پیداست گامی عربی است و در دسته بندی گام های شرقی به حساب می آید . گام زیبایی است که اسرار و رموز صحرا و بیابان های عربی را در خود نهفته دارد . امروزه این گام بسیار مورد استقبال هنرمندان قرار گرفته بطوریکه حتی نوازندگان غربی هم بعضا این گام را در کارهای خود بکار می برند ، جو ساتریانی در آهنگ Oriental melody این گام را استفاده کرده است .
 حال به بررسی ساختار این گام 7 نتی می پردازیم :
 VII پرده VI پرده V نیم پرده IV نیم پرده III پرده II پرده I
 برای مثال گام لا عربی را در نظر می گیریم :
 A Arabic scale : A -- B -- C# - D - D# -- F -- G
ریتم در موسیقی
زندگی ما سراسر با ریتم آمیخته شده است. شب و روز، گذر فصل ها، ضربان قلب و.. نمونه هایی از ریتم در زندگی ما هستند. اصولا ریتم الگویی تکرار شونده و ثابت دارد و منطبق بر زمان جلو می رود، ولی با توجه به حسی که به وجود می آورد به طرز شگفت انگیزی می تواند در گذر زمان برای انسان تفاوت ایجاد کند! ریتم عامل حرکت موسیقی در زمان است. وقتی یک موسیقی می تواند برای ما خوشایند باشد که ریتم آن مناسب حال ما باشد. برای بررسی ریتم باید ابتدا با ضرب و ارزش زمانی نت ها آشنا شویم. ضرب(Beat) در موسیقی به معنای واحد زمان است. گاهی یک ضرب یا یک ثانیه اشتباه گرفته می شود. در صورتی که وقتی 60 ضرب در دقیقه داشته باشیم یک ضرب معادل یک ثانیه خواهد بود(می گوییم سرعت اجرا یا تمپو 60 است) به همین طریق اگر تمپو مثلا 120 باشد هر ضرب معادل نیم ثانیه خواهد بود. حال برای ایجاد ریتم نیاز داریم که نت هایمان هرکدام ارزش زمانی داشته باشند تا بتوانیم هنگام خواندن نتها ،ریتم موسیقی را نیز متوجه شویم. نت ها بر اساس ارزش زمانی عبارتند از: نت گرد: 4 ضرب –نت سفید: 2ضرب- نت سیاه: 1ضرب – نت چنگ: نیم ضرب- نت دولاچنگ: 1/4 ضرب نت سه لاچنگ: 1/8 ضرب و .... البته در بیشتر نقاط دنیا این نت ها بر اساس همان ارزش زمانی شان نام گذاری شده اند. در اینجا لفظی که در ایران به کار می رود بیان شد. نام گذاری انگلیسی به ترتیب از گرد: ( whole note-half note-quarter note- 1/8 note ….) در یک قطعه موسیقی به الگوهای منظمی بر می خوریم که در آنها بعضی نت ها قوی تر از بقیه اجرا می شوند. به مجموعه این ضرب ها وزن موسیقی گفته می شود. به دلیل تکرار شونده بودن این وزن ها می توان آنها را در دسته هایی به نام میزان(Measure) قرار داد. میزان ها بسته به تعداد و کشش ضرب ها وزن های مختلفی ایجاد می کنند. چند وزن معمول و ساده را مرور می کنیم: وزن دوتایی که از دو ضرب تشکیل می شود. و به صورت 1-2-1-2 خوانده می شود. دقت کنید که اعداد 1 سر میزان هستند و قوی تر باید اجرا شوند. حال اگر این دو ضرب از نت های سیاه باشند ما یک ریتم 2/4 خواهیم داشت. یعنی در صورت این کسر عدد 2 به معنی دو ضربی بودن و در مخرج عدد 4 به معنی نت سیاه(نتی که یک چهارم ارزش زمانی نت گرد را دارد) هستند. اگر دو ضرب نت های سفید باشند پس ما ریتم 2/2 داریم. موسیقی های تکنو دوضربی هستند. وزن های سه تایی که بر اساس الگوی 1-2-3 1-2-3 خوانده می شوند. حال اگر این سه ضرب نت های سیاه باشند ما ریتم ¾ خواهیم داشت. موسیقی والس(Waltz) بر اساس ریتم های سه تایی نوشته می شود. وزن 4 تایی هم که به صورت 1-2-3-4 خوانده می شود تنها در ضرب اول قوی نیست، بلکه به صورت قوی، نیمه ضعیف، نیمه قوی و ضعیف اجرا می شود. اگر نت های سیاه در این چهار ضرب داشته باشیم ریتمی 4/4 خواهیم داشت. موسیقی راک و جاز اغلب ریتم 4/4 دارند. آخرین ضرب معروف 6/8 است که یک ریتم 6ضربی نیست! بلکه از جایگزین کردن 3 نت چنگ به جای یک نت سیاه در ریتم 2/4 به دست می آید. پس 6/8 یک ریتم ترکیبی دو ضربی است. ریتم های بسیاری از ترکیب کردن نت ها با ارزش زمانی مختلف و یا تغییر دادن جای ضرب قوی و.. می توان بدست آورد که در این مطلب نمی گنجد. در نت نویسی همه قطعات موسیقی سرعت اجرای آن نیز حتما ذکر می شود. زیرا برای کسی که قبلا قطعه را نشنیده امکان اجرا با سرعت درست وجود ندارد. در موسیقی کلاسیک محدوده سرعت های اجرا نیز هرکدام نامی دارند که در کنار نام قطعه نوشته می شوند.
 برای مثال:
 largo: 40-60
 adagio: 66-76
 allegro:120-168 و..
 برای درک بهتر، شکل و نام نت ها و الگوهای ریتمیک عکس را با دقت ببینید.
تونالیته و آکوردشناسی
 در قسمت قبل نظام 12 نتی را از نظر فیزیک صوت بررسی کردیم. حال نحوه ترکیب این صداها و اجزای یک اثر موسیقی را بررسی می کنیم. مهم ترین بخش موسیقی ملودی یا نغمه نام دارد. ملودی حکم یک خط راست را دارد و از کنار هم گذاشتن صداها بر اساس هدف آهنگساز از ساخت موسیقی پدید می آید. ملودی خام و پرورش نیافته معمولا به راحتی در ذهن می ماند و می توان با سوت یا زمزمه آن را اجرا نمود. ولی تقریبا هر موسیقی که ما می شنویم علاوه بر ملودی شامل صداهایی برای غنای ملودی، حجیم کردن، و تکمیل آن می باشد.این صداها در مجموع به عنوان هارمونی شناخته می شود. هارمونی بر اساس سبک و سازبندی انواع بسیاری دارد. اما همگی بر پایه آکوردها اجرا می شوند. آکوردها مجموعه ای از چند نت هستند که در نوشتن هارمونی از آنها استفاده میشود.آکورد بر اساس نظامی خاص به وجود می آید که درادامه بررسی می کنیم. تمام ملودی ها پیرامون یک سری صداهای خاص ساخته می شوند. نحوه بالا و پایین رفتن نت ها، استفاده از نت های دیز یا بمل دار* و .. تونالیته های مشخصی ایجاد می کند. تونالیته یا گام به تعدادی از نت ها که با فواصل خاص درکنار هم قرار می گیرند و صدایی مشخص به وجود می آورند گفته می شود. گام ها به دو نوع کروماتیک و دیاتونیک تقسیم می شوند.(البته گام های دیگری نیز وجود دارند که در آینده به همراه سبک مورد استفاده شان بررسی خواهد شد.) نام هر گام بر اساس نتی است که با آن شروع می شود. در گام کروماتیک همگی نت ها نیم پرده با هم فاصله دارند. برای مثال اگر از نت دو شروع کنیم و به ترتیب زیر حرکت کنیم گام کروماتیک دو خواهیم داشت: دو- دو دیز- ر – ر دیز – می – فا- فا دیز- سل- سل دیز- لا- لا دیز- سی-دو *اهمیت گام های کروماتیک در آینده که سبک سریالیسم و بنیان گذاران آن را بررسی می کنیم مشخص خواهد شد. دسته بعدی گام های دیاتونیک هستند که اهمیت بیشتری دارند. خود گام های دیاتونیک به دو دسته ماژور و مینور تقسیم می شوند. گام های دیاتونیک همگی از 8 نت ساخته می شوند. گام های ماژورطبق فواصل زیر ساخته می شوند: پرده-پرده-نیم پرده-پرده-پرده-پرده-نیم پرده برای مثال: سل ماژور : سل-لا-سی-دو-ر-می-فا دیز-سل گام های مینور بر اساس الگوی زیر ساخته می شوند: پرده-نیم پرده-پرده-پرده-نیم پرده-پرده-پرده مثال : لا مینور: لا-سی-دو-ر-می-فا-سل-لا هر 8 نت یک گام که به ترتیب درجه 1 تا8 نام می گیرند ارزش یکسانی ندارند برای مثال در گام دو ماژور درجه اول و چهارم و پنجم که به ترتیب نت های دو، فا و سل هستند درجه های تونال هستند، یعنی محوریت صدای گام با این نت هاست و بهتر است ابتدا بر روی این درجات آکورد ساخته شود. براساس مجموعه صدایی که از هرگام پدید می آید اینطور برداشت می شود که گام های مینور برای ساخت موسیقی غمگین، رکوییم(اثری برای آمرزش مردگان) و شبیه اینها مناسب تر است. حال با دانستن ساختمان گام ها می توانیم آکوردها را بسازیم ساده ترین آکوردها تریاد نام دارند، و از 3 نت تشکیل می شوند. در حالت پایه این نت ها بر روی درجات اول و سوم و پنجم گام ساخته می شوند، برای مثال دوباره گام دو ماژور را فرض کنید. اگر بخواهیم آکورد دو ماژور بسازیم باید پایه آکورد(نت اول) را نت دو و نت های بعدی را نیز می(درجه سوم گام) و سل (درجه پنجم گام) انتخاب کنیم. آکوردهای فا ماژور و سل ماژور نیز به ترتیب فا-لا-دو و سل- سی-ر هستند. البته با کم و زیادشدن فواصل بین نت های آکورد، عوض شدن جای نت ها و.. آکوردهای بسیاری به وجود می آیند که مبحث گسترده ایست و احتیاج به تمرین و شنیدن صداها دارد. در صورت تمایل می توانید به کتاب های تئوری موسیقی مراجعه کنید. این مطالب صرفا آشنایی مقدماتی برای شناخت فضای آهنگ و شکل گیری هارمونی بود. در قسمت بعد به نحوه ساخت هارمونی و همچنین بافت موسیقی می پردازیم *دیز (با علامت #) هر نت را به اندازه نیم پرده بالاتر(زیرتر) می برد.
 بمّل ( علامت b) نیز هر نت را نیم پرده پایین تر(بم تر) می برد.
هارمونی و بافت موسیقی
در قسمت قبل تونالیته و نحوه ساختن آکورد ها را مرور کردیم. البته به دلیل حجم بالا فقط آکوردهای پایه بررسی شد. حال به دنیای هارمونی وارد می شویم. آکوردهایی با درجات اول وپنجم و هشتم هر گام، چهارصدایی ها، آکوردهای معکوس( وقتی جای درجات تغییر کند) و ... تنها بخشی از تغییر شکل های آکوردها برای دست یابی به هارمونی قوی و منحصر به فرد است. به همه اینها حالتی را اضافه کنید که کاربرد بسیار زیادی دارد. وقتی نت های آکورد به صورت متوالی و نه همزمان اجرا شوند(اصطلاحا آکورد شکسته یا آرپژمی گویند). به راحتی می توان دریافت که علم هارمونی نا محدود و بسیار پیچیده است. این پیچیدگی باعث می شود تعدادی از آهنگسازان به جای ساخت ملودی و سپس پرورش آن، ابتدا آکوردهای خاصی انتخاب کنند و بعد ملودی را مطابق این آکوردها بیافرینند. به دلیل تنوع و تعداد زیاد ساز غنی ترین و پیچیده ترین هارمونی ها را در موسیقی ارکسترال می توان شنید. جایی که آهنگساز با شناختی که از حجم، رنگ و وسعت صدای هر ساز دارد هارمونی اثر خود را می نویسد. گاهی برای ایجاد فضایی محزون صدایی کوتاه ولی قوی از ترومپت ها و ترومبون ها و گاهی برای شادی و سر مستی آرپژهای سریع از ویولون ها شنیده می شود. در موسیقی عامه پسند غرب نیز با اختراع گیتار باس تحولی در هارمونی این سبک ها ایجادشد. قبل از اختراع این ساز اغلب کنترباس(بزرگترین عضو خانواده سازهای زهی ) به دلیل صدای بم و قوی در ایجاد هارمونی ریتم دار نقش داشت. ولی گیتار باس جایگزین مناسبی برای این ساز بود.این ساز در موسیقی راک و متال نیز به سرعت جا افتاد و نقش مهمی را ایفا کرد. اکنون که اجزای تشکیل دهنده یک اثر موسیقی را می دانیم، می توانیم بافت های موسیقی را ایجاد کنیم. بافت موسیقیایی توصیف لایه های صوتی یک موسیقی است. وقتی که صداهای گوناگون برای پرورش و غنای یک اثر با هم ترکیب می شوند. ساده ترین بافت مونوفونیک( تک صدایی) نام دارد. در این بافت یک خط ملودی توسط ساز یا انسان اجرا می شود. یک گروه کر که همزمان یک آواز را در یک محدوده صدایی می خواند هم بافتی مونو فونی دارد و صرفا برای رسیدن به حجم صدای بیشتر از تعداد زیادی خواننده استفاده می شود. بافت بعدی هوموفونیک نام دارد.تعداد زیادی از موسیقی هایی که امروزه می شنویم چنین بافتی دارند. در بافت هومو فونیک، ملودی که بخش اصلی است توسط آکورد ها تکمیل می شود و معنا پیدا می کند. پیچیده ترین و غنی ترین بافت موسیقی پلی فونیک نام دارد. در این بافت آهنگساز چند خط ملودی مکمل یکدیگر را با هم ترکیب کرده و اجرا می کند. برای درک مهم بودن این بافت دقت کنید که شما وقتی به صحبت کردن چند نفر گوش بدهید احتمالا سردرد می گیرید و چیزی متوجه نخواهید شد. ولی آهنگساز چنان ملودی های مختلف را ترکیب می کند که نه تنها گیج کننده نیست، بلکه باعث ایجاد بُعد در موسیقی می شود و شنونده را متحیر می کند. برای درک بافت پلی فونی باید بارها آن را شنید تا تحلیل آن در ذهن آسان تر شود. یکی از مهم ترین روش های به کار گیری پلی فونی استفاده از تقلید است. بدین صورت که وقتی ملودی اصلی آغاز می شود و پیش می رود دوباره همان ملودی توسط سازها یا آوازخوانان دیگر همزمان اجرا می شود. یا قسمت هایی از ملودی در طول اجرا دوباره تکرار می شود. پلی فونی در موسیقی قبل از دوره باروک(قبل از سال 1600 میلادی) به ویژه در موسیقی آوازی بسیار رایج بوده است. ولی در ابتدای دوره باروک آهنگسازان اینطور فکر می کردند که بافت هومو فونیک موسیقی واضح تری تولید می کند.تا اینکه در اواخر این دوره پلی فونی بار دیگر رایج شد. یوهان سباستین باخ به عنوان بزرگترین آهنگساز دوره باروک بهترین و غنی ترین آثار پلی فونی را ساخته است. آثار جورج فردریش هندل موسیقی دان آلمانی هم سرشار از بافت پلی فونی است.
تحلیل صدای انسان و انواع سازها
از هزاران سال پیش تا کنون آواز محبوب ترین و ملموس ترین بخش موسیقی بوده است. به کمک آواز می توان مفهوم و حس واژه ها را بهتر منتقل کرد. آواز خواندن تفاوت بسیاری با گفتار دارد. زیرا احتیاج به اجرای محدوده بیشتری از صداها، داشتن نفس زیاد و کنترل آن است. هنگام خروج هوا تارهای صوتی به نوسان در می آید و صدا تولید میشود. البته در آوازخوانی گلو، دهان و بینی هم نقش مهمی در تولید صدای مطلوب دارند. هرچه تارهای صوتی انسان کشیده تر باشد صدا زیرتر خواهد بود. به دلیل طول و ضخامت بیشتر تارهای صوتی در مردان محدوده صدای آنان نیز متفاوت است. محدوده کلی صدای انسان به ترتیب زیر به بم شدن عبارتند از: اعداد مربوط به اکتاوهای پیانو می باشد که از بم تا زیر ترین اکتاو اعداد 0 تا 6 می گیرد) زنان :سوپرانو(دو4 تا لا 5 )- متسو سوپرانو(لا3 تا فا5 ) –کنترآلتو(فا3 تا ر5) مردان: تنور(سی 2 تا سل4 )- باریتون(سل 2 تا می4 )-باس(می2 تا دو4) البته این تقسیمات خود به محدوده های کوچکتری تقسیم می شوند. همچنین در آوازخوانی کر محدوده ها با اپرا متفاوت است. صدای انسان در حالت عادی معمولا حدود 1/5 اکتاو وسعت دارد. ولی یک خواننده حرفه ای با تعلیم و تمرین قادر به اجرای بیش از 2 اکتاو نیز هست. تعدادی از خوانندگان نیز محدوده صدایی بیش از 3 اکتاو دارند. سازها به عنوان تکمیل کننده موسیقی از نظر حجم صدا، رنگ صدا، زیبایی و.. هزاران سال است که مورد استفاده قرار می گیرند و مدام در حال دگرگونی و تکامل هستند. سازها به طور کلی به دسته های زیر تقسیم می شوند: زهی(گیتار، ویولون و ..) بادی چوبی( فلوت، کلارینت و ..) بادی برنجی( ترومپت، ساکسوفون و..) کوبه ای( طبل، تنبک ) شستی دار(پیانو، ارگ) و الکترونیک( سینث سایزر) خود این ساز ها بسته به انداره و ساختمان محدوده صوتی متفاوتی دارند. مثلا ساکسوفون خود انواع سوپرانو، آلتو، تنور،باریتون و باس دارد. مهم ترین سازها در موسیقی ارکسترال خانواده زهی ها هستند. ویولون زیرترین محدوده صوتی را در بین این سازها دارا است. ویولا، ویولون آلتو، ویولونسل، کنترباس به ترتیب صداهای بم تری تولید می کنند. سازهای بادی چوبی نیز معمولا در محدوده صداهای زیر، صدایی روشن و واضح تولید می کنند و نقش صداهای شاد را ایفا می کنند. ترومپت و دیگر سازهای بادی برنجی صدایی پر صلابت و قوی دارند و از قدیم برای مارش های نظامی و موسیقی جنگ کاربرد بسیاری داشتند. زیرا حس قدرت و غرور ایجاد می کنند. مهم ترین سازهای قرن اخیر بدون شک سازهای الکترونیک هستند. حدود صد سال پیش این گونه سازها اختراع شد، ولی تکمیل و کاربرد بسیار آن در موسیقی از سال 1950 به بعد اتفاق افتاد. دستگاه های سینث سایزر که اغلب دارای شستی هایی مانند پیانو هستند در ایجاد صدا، کشش، زیر و بم شدن، و کنترل صدا نقش مهمی دارند. آخرین تحول موسیقی الکترونیک مربوط به حضور کامپیوتر در این سبک است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

   موسیقی از دو بخش نظری و عملی تشكیل شده است. دانستن آنچه می نوازیم یا می شنویم همان اندازه مهم است كه در هنگام صحبت كردن باید مفهوم كلمات یا جملات را بدانیم. یك نوازنده خوب اگر نتواند مطالبی كه مورد استفاده قرار می دهد را تجزیه و تحلیل كند، به یك مجری بدون علم و دانش تبدیل می شود و با كسی كه از لحاظ تئوری موسیقی آگاهی دارد و نوازندگی را خوب می داند، قابل مقایسه نیست. شعر گفتن بدون دانستن دستور زبان ممكن است ولی در جایی محدود می گردد. نواختن و آهنگسازی نیز چنین است. پس چه بهتر كه به موازات نواختن ساز، از تئوری موسیقی نیز آگاهی داشته باشیم. در این جا به نكاتی اشاره می كنیم كه در موسیقی ایرانی مورد استفاده قرار می گیرند و پس از آن به تئوری موسیقی به صورت كامل می پردازیم. الفبای موسیقی از هفت حرف تشكیل شده كه به آنها نت می گویند. دو، ر، می ، فا ، سل ، لا ، سی. از توالی این هفت نت، یك هنگام یا گام بوجود می آید. مثل: دو، ر، می ، فا ، سل ، لا ، سی ، دو. از یك نت تا نت بعدی فاصله ای وجود دارد كه در قسمت فواصل به آنها می پردازیم. هر فاصله ای را به فواصلی كوچكتر تقسیم كرده اند و آنها را با علامت هایی نشان می دهند. مثلا: از دو تا ر را اگر یك بدانیم، آن را به دو قسمت تقسیم می كنند. دو ا-----ا------ار. از دو تا ر را پرده و هر كدام از فواصل نصف شده را نیم پرده می نامند. اگر از نتی نیم پرده كم شود، مثل ر كه نیم پرده به سمت دو میرود، آن را با علامتی به نام بمل ( b) می شناسیم، و اگر نیم پرده به آن اضافه شود، مثل دو كه نیم پرده به سمت ر میرود، آن را با علامت دیز (#) می شناسیم. در موسیقی ایران، فواصلی نیز وجود دارند كه كمتر از نیم پرده هستند. این فواصل از تقسیم شدن یك پرده به تقریبا چهار قسمت تشكیل شده اند. دو اا---الف---ب---پ---اا ر. اگر از یك پرده به اندازه یك چهارم كم كنیم، علامت كرن را برای آن در نظر می گیریم. مثل: ر كه به سمت حرف « پ» میرود. و اگر از دو به سمت «الف» برویم، آنگاه از دو تا « الف» با علامت سری شناخته می شود. حال به مثالی برای درك فواصل می پردازیم. دستگاه شور از این فواصل تشكیل شده: سل، لا كرن، سی بمل، دو، ر كرن، می بمل، فا، سل. البته در نوشتن صحیح توالی نتهای شور بایستی نوشت: فا، سل، لا كرن، سی بمل، دو، ر، می بمل، فا. از نت فا تا سل فاصله ای وجود دارد به نام پرده طنینی كه در آینده در مورد آن صحبت خواهیم كرد. با توضیحات و مثالهایی كه آورده شد، به تشریح اصطلاحات موسیقی ایرانی می پردازیم. آنچه از موسیقی ایران در دست است، مجموعه ای از نواها یا آهنگهای گذشتگان است كه به هر یك از آنها گوشه گفته می شود، كه سابقه ای در حدود دویست سال دارد (با توجه به روایات مختلفی كه وجود دارد)، این گوشه ها با توجه به فواصلی كه دارند مرتب شده اند كه از مجموعه این گوشه های مرتب شده، دستگاه تشكیل می شود و از مجموع دستگاه ها ردیف بوجود می آید. در هر دستگاه، گوشه ها طوری مرتب شده اند كه فراز و فرودی را می توان در آنها مشاهده كرد. این فراز و فرود را با نام هایی می شناسیم، مثل آغاز هر دستگاه كه با گوشه ای به نام درآمد شروع می شود. در ادامه به گوشه هایی بر می خوریم كه در قسمتهای میانی دستگاه قرار دارند و هر كدام را با نامی مشخص می شناسیم. مثل موالیان، دلكش، سپهر، ماوراالنهر و... . در هر دستگاه گوشه هایی وجود دارد كه همنام با گوشه هایی در دستگاه های دیگرند، مثل: خسروانی، نغمه، زنگوله. با این توضیحاتی كه داده شد، از مرتب شدن و در كنار هم قرار دادن گوشه های مختلف، تعداد هفت دستگاه تشكیل شده كه البته در بعضی از آنها و با توجه به قدمت، نوع فواصل، شخصیت و حالت ها، چند زیر مجموعه را می بینیم كه به آنها آواز می گویند. آواز ها در همه دستگاه ها نیامده اند، و فقط در دو دستگاه وجود دارند. در دستگاه های شور و همایون. آوازهای دستگاه شور عبارتند از: بیات ترك یا بیات زند، ابوعطا، دشتی، افشاری و بیات كرد. و آوازهای دستگاه همایون تشكیل شده اند از: بیات اصفهان و شوشتری. در توضیح باید گفت كه بعضی ها شوشتری و بیات كرد را از آوازها نمیدانند و البته ما در اینجا فقط به روایتهای مختلف اشاره می كنیم. در توضیح این آوازها باید گفت كه آوازهای بیات ترك یا بیات زند، ابوعطا، دشتی، افشاری و بیات كرد كه از مشتقات شور بودند از فواصل یكسانی همانند شور تشكیل شده اند كه تفاوت آنها در مواردی است كه خواهیم گفت. در اجرای یك گوشه گاهی یك صدا یا یك نت بیشتر از همه به گوش میرسد یا تاكید بیشتری بر روی آن است كه به این نت، نت شاهد می گوییم. در پایان هر گوشه نوعی خاتمه یا پایان دادن وجود دارد كه از یك سری جملات تشكیل می شوند، و در آخر روی یك صدا یا نت می ایستد، نتی كه گوشه بر روی آن می ایستد و به پایان می رسد را نت ایست می نامند.    متوجه این نكته می شویم كه غیر از حالت ها و فضای ایجاد شده توسط دستگاه ها، نت های شاهد و ایست نقش بسیار تعیین كننده ای در تمیز دادن دستگاهی از دستگاه دیگر دارند. مثلا شاهد دشتی نت « ر» است ولی شاهد بیات ترك نت« سی بمل».  تئوری موسیقی (فواصل)   بخش دوم آموزش تئوری موسیقی ایرانی را به آموزش فاصله ها در موسیقی اختصاص می دهیم. البته این نكته را باید متذكر شویم كه این قسمت فقط مربوط به موسیقی ایرانی نمی شود و در حالت كلی در همه نوع موسیقی یكسان است. همانطوریكه قبلا گفته شده بود، حروفی كه در زبان موسیقی كاربرد دارند، هفت نت هستند. این هفت نت، تفاوتشان در فركانسی است كه تولید می كنند و از لحاظ زیر یا بم بودن طبقه بندی و مرتب می شوند. پس میان این نت ها فواصلی وجود دارد كه باعث تمایز آن ها می شود. این فواصل از واحدهایی به نام نیم پرده تشكیل می شوند. یعنی كوچكترین فاصله ای كه میان دو نت وجود دارد، نیم پرده است. البته این فاصله در موسیقی بین المللی به این شكل است و در موسیقی مناطق مختلف دنیا، و در كشورهای مختلف، كوچكتر از آن هم وجود دارد كه فعلا به آن نمی پردازیم. پس میان نت ها نیم پرده و یا دو نیم پرده یا یك پرده وجود دارد. حال به تعریف و همینطور چگونگی وجود فواصل می پردازیم. با توجه به اسامی نت ها، این شكل را ترسیم می كنیم دو- - ر - - می - فا - - سل - - لا - - سی - دو به فاصله میان دو نت دو تا ر نگاه كنید، دو خط دیده می شود، هر خط نشان دهنده یك نیم پرده است، پس از دو تا ر یك پرده است. بین ر تا می هم یك پرده وجود دارد. از می تا فا یك خط، پس از می تا فا نیم پرده است. همینطور تا نت دو. از دو تا ر، یك پرده و از دو تا می دو پرده و... هر كدام از این فواصل برای خود اسمی دارند. برای نامگذاری آن ها لازم است به این نكات توجه داشته باشیم. فاصله مورد نظر از چند نت تشكیل شده، و دیگر اینكه این فاصله چند پرده است. مثلا، از دو تا ر، فاصله، بین دو نت و یك فاصله یك پرده ای است. به فاصله یك پرده ای كه بین دو نت پشت سر هم وجود دارد، فاصله دوم بزرگ می گویند. پس ر تا می هم می شود، دوم بزرگ، سل تا لا، لا تا سی و فا تا سل. حال اگر فاصله بین دو نت پشت سر هم نیم پرده باشد، به آن فاصله دوم كوچك می گویند. پس می تا فا و سی تا دو می شود دوم كوچك. ممكن است این فاصله از وجود یك علامت تغییر دهنده پدید آید، مثلا، دو تا ر بمل، كه باز هم می شود دوم كوچك. در نتیجه در می یابیم آنچه اهمیت دارد محاسبه عددی نت ها نسبت به هم و همینطور محاسبه مجموع پرده ها و نیم پرده های میان آن هاست. اگر فاصله دو تا ر بیشتر از یك پرده شود و یك و نیم پرده گردد، یعنی از دو تا ر دیز، به آن فاصله دوم افزوده می گوییم. از سل تا لا دیز هم به همین شكل است. ابتدا می گوییم، از سل تا لا می شود دو نت، و سپس حساب می كنیم كه بین این دو نت چند نیم پرده وجود دارد، دو نیم پرده. و اینكه با اضافه شدن علامت دیز، به چه فاصله ای تبدیل می شود. سه نیم پرده، پس از سل تا لا دیز می شود، دوم افزوده. از سل بمل تا لا، از سل تا لا می شود دو نت و فاصله یك پرده، ولی با قرار گرفتن علامت بمل جلوی سل، نیم پرده به فاصله اضافه می شود و در نهایت می شود، دوم افزوده. از سل تا سی، می شود سه نت یعنی، سل، لا و سی. فاصله میان آن ها دو پرده است، پس از سل تا سی می شود سوم بزرگ. از دو تا می هم مانند مثال قبلی است. سه نت و دو پرده كه می شود، سوم بزرگ. از دو تا فا، چهار نت و دو و نیم پرده. برای این فاصله می گوییم، چهارم درست. پس چهارم درست، فاصله چهار نتی است كه دو و نیم پرده میان آن ها وجود دارد. از دو تا سل هم مانند مورد قبلی است. پنج نت و سه و نیم پرده كه می شود، پنجم درست. از دو تا لا، می شود شش نت و چهار و نیم پرده كه می شود، ششم بزرگ. از دو تا سی، هفت نت و پنج و نیم پرده كه می شود هفتم بزرگ و از دو تا دو، هشت نت و شش كه می شود، هشتم درست. این فواصل ممكن است از هر نتی شروع شوند، مهم آنست كه بین آن دو چند نت فاصله است و همچنین چند پرده یا نیم پرده میان آن ها وجود دارد. در نهایت، حالت های زیر بدست می آید. نتیجه فاصله پرده فاصله نت ها از هم یكم درست یا همصدا صفر یا شش یك دوم بزرگ یك دو سوم بزرگ دو سه چهارم درست دو و نیم چهار پنجم درست سه و نیم پنج ششم بزرگ چهار و نیم شش هفتم بزرگ پنج و نیم هفت هشتم درست یا یكم یا هنگام یا اكتاو شش هشت و همچنین: هرگاه به یك فاصله بزرگ نیم پرده اضافه شود، به یك فاصله افزوده تبدیل می شود. دو تا می دیز، می شود سوم افزوده. هرگاه به یك فاصله درست نیم پرده اضافه شود، به یك فاصله افزوده تبدیل می شود. دو تا سل دیز، می شود پنجم افزوده. هرگاه به یك فاصله افزوده نیم پرده اضافه شود، به یك فاصله افزوده تر تبدیل می شود. دو تا سل دیز دیز، می شود پنجم افزوده تر. در این حالت می گوییم، سل دابل دیز ## Sol هرگاه از یك فاصله بزرگ نیم پرده كم شود، به یك فاصله كوچك تبدیل می شود. دو تا می بمل، می شود سوم كوچك. هرگاه از یك فاصله درست نیم پرده كم شود، به یك فاصله كاسته تبدیل می شود. دو تا سل بمل، می شود پنجم كاسته. هرگاه از یك فاصله كوچك نیم پرده كم شود، به یك فاصله كاسته تبدیل می شود. دو تا می بمل بمل می شود سوم كاسته. در حالت بالا، اصطلاحا می گوییم، می دابل بمل Mi bb بخش فواصل، بخش مفصلی در موسیقی است كه ادامه آن را در شماره آینده پی خواهیم گرفت.

توضیحات کامل

 در ابتدا باید گفت كه هر علمی مختصات مربوط به خود را دارد . علم مورد نظر ما یعنی موسیقی نیز از این مورد مستثنی نمی باشد علم موسیقی علم نت خوانی می باشد و لازمه ضروری برای هنرجویانی كه پا در راه یادگیری می گذارند می باشد . ما سعی كردیم در قسمت هایی كه تهیه كرده ایم این علم را به ساده ترین زبان به هنرجویان آموزش دهیم . 

 نت خوانی

 الفبای موسیقی نت می باشد  

تعریف نت : علامتی است كه بوسیله آن صداهای موسیقایی نوشته شده ، سپس خوانده و اجرا می شود.

  برای بیان نت دو نظام وجود دارد

 نظام هجایی Do Re Mi Fa Sol La Si
 نظام الفبایی C D E F G A B سی لا سل فا می ر دو

 خطوط حامل : پنج خط موازی و با فاصله معین و یكسان نسبت به هم می با شد كه نت ها بر روی خطوط و ما بین خطوط قرار می گیرند و خطوط حامل را از پایین به بالا می شماریم.

  خطوط حامل

 درحالت كلی نت ها به چهار صورت بر روی خطوط حامل قرار می گیرند

 1 پنج نت بر روی خطوط قرار می گیرد
 2 چهار نت بین خطوط قرار میگیرد
 3-یك نت از پایین چسبیده به خط اول قرار می گیرد
 4-یك نت از بالا چسبیده به خط پنجم قرار می گیرد
خطوط اضافه

 خطوط اضافه : گستره صدایی ما بیشتر از این 11 نت می باشد كه برای دستیابی به آن از خطوط اضافه كمك می گیریم .


 كلید :

 علامتی است كه سمت چپ خطوط حامل قرار می گیرد و نام و موقعیت نت را روی خطوط حامل مشخص می كند

 انواع كلید در موسیقی:

 كلید سل كلید فا كلید دو

  كلید سل: 

SHAPE  \* MERGEFORMAT در ساز گیتار تنها كلید سل است كه كاربرد دارد
 هنگامی كه این كلید اول خطوط حامل قرار می گیرد ، نتی كه روی خط دوم حامل قرار می گیرد سل نام دارد

 كشش نت در موسیقی:

 به مدت زمان ماندگاری صدای هر نت كشش نت گفته می شود
  
سكوت در موسیقی :  

نبودن صدا..... كه معادل هر كشش نت سكوتی وجود دارد

 ریتم :

 به كارگیری انواع كشش ها و سكوتها ( ضرب آهنگ ) به طوری كه از نظر زمانی با هم هماهنگ باشند

 ضرب در موسیقی :

 واحدی زمانی در موسیقی می باشد كه به كمك آن كشش ها سوكتها را در موسیقی اجرا می كنیم . ضرب را میتوانیم با شمارش بوسیله حركات رفت و برگشت دست یا پا نگهداریم

 سلفژ (یا سلفاژ) چیست؟

سلفژ در تعریف متعددی بیان می‌شود. سلفژ را می توان خواندن یک سری نت ها به صورت پی در پی و پشت سر هم و با رعایت قوانین نت ها و سکوت ها و ... معرفی کرد. پایهء یادگیری سلفژ دانستن ارزش زمانی هر نت است و در کنار این باید ارزش زمانی هر سکوت را نیز بدانیم. دربارهء ارزش زمانی نت ها در پست های بعدی بیشتر صحبت خواهیم کرد.

 تعاریف كوتاهی از سلفژ:

الف:مهمترین عاملی كه به معنای اعم ، پایه و اساس جدی در اموزش موسیقی به شمار میرود سلفژ است كه از دو قسمت عمده تشكیل میشود :

 1- قسمت عملی 2- قسمت نظری

 قسمت عملی شامل خواندن و تلفظ نتها به شكل اوازی و به شكل وزن خوانی است و قسمت نظری شامل شناخت كلیه علامتها و قواعدی است كه در طی قرنها به منظور اجرای دقیق موسیقی به تدریج ابداع شده و تكامل یافته است تا بتوان شناخت هنری را كه واقعیتی درونی است و بیشتر جنبه عاطفی دارد با این علامتها و قواعد به شناخت علمی تبدیل كرد.

 ب : تقسیمات صدای انسان

 1- سوپرانو :صدای زیر زنانه
 2-متسو سوپرانو : صدای متوسط زنانه
 3-كنترالتو : صدای بم زنانه
 4- تنور : صدای زیر مردانه
 5- باریتون : صدای بم یا صدای متوسط مردانه
 6- باس : صدای بم مردانه و بهترین صدای مردانه

 در هنگام نوازندگی یا خوانندگی اواز سكوتها را باید اجرا كرد به صورت نخواندن نت و ساكت شدن ولی در ابتدا برای اموزش سلفژ ما بادیدن علامت سكوت ، سكوت نمیكنیم بلكه به جای ان كلمه اوم میگوییم و به اندازه ارزش زمانی سكوت انرا ادامه میدهیم. 
 
مثال: سكوت گرد را با هم اجرا كنیم : باید 4 ضرب پا اجرا كنیم و و كلمه اوم را تا پایان 4 ضرب پا ادامه دهیم.
  
نكته: برای درك بیشتر ارزش زمانی نتها میتوانیم اینگونه بیان كنیم كه اگر نت گرد 4 ثانیه در یك قطعه موسیقی طول بكشد نت سفید 2 ثانیه و نت سیاه 1 ثانیه طول خواهد كشید.

 خواندن نتها با اجرای صدای ان نت را كانتات گویند و خواندن نت بدون اجرای صدا و فقط گفتن نام انرا پارلات گویند

 شما باید توانایی خواندن بی صدای نتها را پیدا كنید و نتهایی كه به شما داده میشود را با تمپوی مشخص بخوانید و بعد كم كم قدرت نت خوانی خود را افزایش دهید بطوریكه نت بعدی را هم در ذهن داشته باشید و اگر كسی نت بعدیِ نتی را كه شما خوانده اید با دست بپوشاند شما باز هم انرا بخوانید. 
 
مساله دیگری كه اینجا بیاد خاطر نشان كرد مساله فركانس گیری است كه شما باید با سازی كه در اختیار دارید این كار را انجام دهید كه البته ما در اینجا فركانس گیری با پیانو را توضیح میدهیم.

 فركانس گیری چهار مرحله دارد

 1- شنیدن صدای نت اجرا شده
 2- اجرای ان در ذهن
 3- اجرای ان با صدا
 4-تطابق دادن هر چه بیشتر صدای خود با صدای ساز كه در فضا باقی مانده است

هارمونی 

 انواع کنترپوان - تکنیکها

انواع کنترپوان - به بیانی تکنیکهای تهیه آن - تعریفی از کنترپوان مطلق است که به عنوان یک ابزار آموزشی توسعه یافته مطرح می شود و در آن به کار گیری کنترپوان های متفاوت سبب یادگیری ساده تر و پیشرفت هنرجویان می شود.

 این پیشرفت می تواند نوعی پیچیدگی فنی در موسیقی آنان ایجاد کرده و همواره نقش مهمی را در توسعه کنتوس فیرموس (cantus firmus در زبان لاتین به معنای "ملودی ثابت") ایفا می کند.

 هنرجویان به تدریج توانایی نوشتن کنترپوان آزاد (کنترپوانی که شدت پیچیدگی آن کمتر است و فاقد ملودی ثابت است) را با استفاده از تکنیکها و رعایت قوانین مربوطه در هر برهه زمانی دارا خواهند شد.

 قدمت این طرز تفکر به سال 1532 بر می گردد، زمانی که جیووانی ماریا لانفرانکو (Giovanni Maria Lanfraco) مفهوم مشابهی را در یکی از کتابهای خود (Scintille di musica) مطرح نموده و شرح داد.

 در اواخر قرن شانزدهم یک تئوریسین موسیقی اهل ونیز به نام زارلینو (Zarlino) در یکی از کارهای بزرگ و توانای خود با عنوان "اصول هماهنگی" (Le institutioni harmoniche) به شرح کامل این ایده پرداخت. این طرح برای اولین بار در سال 1619 توسط لودویکو زاکنی (Lodovico Zacconi) در یکی از کارهای خود (Prattica di musica) مورد استفاده قرار گرفت.

 Zacconi برخلاف تئوریستین هایی که پس از او پا به عرصه گذاشتند از چند تکنیک جانبی contrapuntal نیز استفاده کرد که کنترپوان معکوس مثالی از این موارد است.

 به هر حال معروفترین استاد موسیقی که این واژه - کنترپوان - را به کار برده و آن را رواج داده است، یوهان فوکس (Johann Fux موسیقیدان اطریشی) نام دارد که در سال 1725 با انتشار کتابی (Gradus ad Parnassum) به منظور کمک به هنرجویان در استفاده از کنترپوان به تشریح قوانین آن پرداخته است.

 یوهان فوکس در این کتاب علی الخصوص به سبکی از کنترپوان که در آثار پالستریانا (Palestrina آهنگساز ایتالیایی دوران رنسانس) در اواخر قرن شانزدهم به عنوان یک تکنیک برجسته مورد استفاده قرار می گرفت، پرداخت.  

پنج نوع کنترپوان یوهان فوکس در کتاب خود به پنج نوع کنترپوان اشاره می کند که عبارتند از:

 1- نت در مقابل نت
 2- دو نت در مقابل یک نت
 3- چهار نت (می تواند سه یا شش نت هم باشد) در مقابل یک نت
4- جابجایی نت ها با یکدیگر (نوعی تعلیق)
 5- ترکیبی از چهار مدل فوق که کنترپوان فلورید (florid) نامیده می شود.

مفهوم کلید در موسیقی:

 قراردادی است که با نشان دادن جای یک نت خاص در پنج خط حامل، به طور طبیعی جای دیگر نت ها را نیز مشخص می کند. 

 در تئوری موسیقی کلاسیک غرب سه نوع کلید وجود دارد:

 1- کلید سل:

 محل نت سل بعد از دو میانی* را مشخص می کند که همواره روی خط دوم حامل قرار می گیرد.

 2- کلید دو:

 محل نت دو میانی* را مشخص می کند که در گذشته روی خط های اول، دوم، سوم و چهارم حامل قرار می گرفته، اما در حال حاضر تنها روی خط سوم (و به ندرت خط چهارم) قرار می گیرد.

 3- کلید فا: در گذشته روی خطوط سوم و چهارم قرار می گرفته و مکان نت فا قبل از دو میانی* را مشخص می کرده، اما امروزه تنها روی خط چهارم قرار می گیرد.

 در تقسیم بندی امروزی صداهای موسیقی، ۴ گروه در نظر گرفته می شوند که به ترتیب از زیر به بم شامل سوپرانو (کلید سل)، تنور (کلید دو خط سوم)، آلتو (کلید دو خط چهارم) و باس (کلید فا خط چهارم) می شوند، که باز از میان این ها کلید سل و فا به ترتیب پراستفاده ترین ها هستند.

 تعریف حامل:

 پنج خط موازی و هم فاصله با هم به صورت افقی را گویند که نت های موسیقی روی خط­­­­ ها، بین خطوط، و یکی بالا و یکی پایین پنج خط حامل قرار می گیرند

 خطوط حامل از پایین به بالا از 1 تا 5 شماره گذاری می شوند. هرچه نت ها به سمت بالا می روند زیرتر و هرچه به سمت پایین می آیند بم تر می شوند. پس چنانچه به صورت قراردادی جای یکی از نت ها را مشخص کنیم (برای مثال خط دوم را سل بنامیم) جای دیگر نت ها خود به خود مشخص خواهد شد.

 خطوط کمکی:

 از آن جایی که این 5 خط تنها توانایی نشان دادن 11 نت را دارند، برای گسترش دادن محدوده ی صدایی حامل، از خطوطی کوچک و موازی خطوط حامل در بالا و پایین آن استفاده می کنیم که با استفاده از 4 تا 5 خط کمکی از بالا و از پایین مجموع تعداد نت های ما 31 عدد خواهد شد، اما این محدوده هم چنان برای سازهایی چون پیانو کوچک است...

 الفبای موسیقی

 برای پیاده کردن ویژگی اول، یعنی نواک یا زیر و بمی خط موسیقی، ابتدا باید الفبای موسیقی را بیاموزیم. الفبای موسیقی، 7 نت هستند که به دو صورت در سراسر جهان نام گذاری می شوند:

 الف) هجایی: در کشورهایی چون فرانسه، ایتالیا و ایران استفاده می شود که از یک شعر مذهبی قرون وسطی، سروده ی کشیشی فرانسوی به نام گوییدو د. آرتسو (قرن دهم میلادی)، گرفته شده است و در ابتدا به صورت زیر بوده است:

 Ut Re Mi Fa Sol La

 در طول زمان به تدریج این 6 هجا به صورت امروزی خود درآمده اند:

 Do Re Mi Fa Sol La Si 

 ب) الفبایی: در کشورهایی چون آلمان، اتریش، انگلیس و آمریکا استفاده می شود و به صورت زیر است:

 C D E F G A B

 نت های معادل در این دو سیستم به صورت زیر هستند:

 Do = C
 Re = D 
 Mi = E
 Fa = F
 Sol = G
 La = A
 Si = B  

نت ها به ترتیب از نت "دو" تا نت "سی" زیر می شوند و برعکس. لازم است ترتیب نت ها چه به صورت زیرشونده و چه به صورت بم شونده، از هر نتی یادگرفته شود.

 از آنجایی که دامنه ی صداهای موسیقی بسیار بیشتر از 7 نت است (بیشترین دامنه ی صوتی موسیقیایی از آن ارگ کلیساست) برای راحت شدن یادگیری از این 7 نت به صورت تناوبی استفاده می شود.

 دو ر می فا سل لا سی دو ر می فا سل لا سی دو ر می فا سل لا سی دو ر می فا سل لا سی دو ر می ....

 تعریف اکتاو:

 به فاصله ی میان هر نت تا نت هم نام بعد از خودش یک اکتاو گویند که فرکانس نت دوم در این حالت دو برابر فرکانس نت اول شده است. گفتنی است دامنه ی صدایی پیانو، 7 اکتاو و 2 نت و دامنه ی صدایی ارگ کلیسا 9 اکتاو می باشد.

 تعریف اجمالی چند اصطلاح کلیدی

 ملودی:

 سیر خطی موسیقی که از تعدادی نت به دنبال هم تشکیل شده و در ساده ترین حالت خود نیز وابسته به دو عامل زیروبمی و کشش صداست.

 آکورد:

 تعدادی (معمولا ۳ یا بیشتر) نت یا صدا که به صورت هم زمان شنیده می شوند.

 گام:

 تعدادی نت که با نظمی مشخص به صورت متوالی پشت سر هم قرار گیرند.

 هارمونی:

 علم بررسی و پیوند آکوردها (خط عمودی موسیقی) که از مبانی آهنگسازی به شمار می رود.

 کنترپوآن: 

علم پیوند ملودی های مجزا با یکدیگر که از مبانی آهنگسازی به شمار می رود.





نوع مطلب :
برچسب ها : تئوری موسیقی کامل، آموزش موسیقی به صورت حرفه ای، آموزش حرفه ای موسیقی، وبلاگ شخصی میلاد آقاجانی، وبلاگ شخصی میلاد موزیک،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()
یکشنبه 26 خرداد 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

گام کروماتیک گامی است که تمامی ۱۲ نت گام معتدل غربی را شامل میشود. تمام نت‌های این گام نیم پرده با یکدیگر فاصله دارند.

 

پرونده:Chromatic-scale.png



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : گام، گام ماژور، گام مینور، گام شناسی، انواع گام در موسیقی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 خرداد 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

گام دیاتونیک گامی است که از پنج پرده و دو نیم پرده تشکیل شده که در آن، نیم‌پرده‌ها بیشترین فاصله را از یکدیگر دارند.[۱]

دانگ یا تتراکورد (به انگلیسی: Tetracorde)‏ ترکیبی از چهار نت پی در پی است که حدود آن یک فاصله چهارم درست را تشکیل بدهد. هر گام دیاتونیک شامل دو دانگ است که به وسیلهٔ یک فاصلهٔ یک فاصلهٔ دوم بزرگ (یک پرده) از هم جدا شده‌اند.

گام ماژور گامی دیاتونیک است که در آن فاصله تمام درجه‌ها یک پرده‌است به جز فاصله بین درجه سوم و چهارم و فاصله بین درجه هفتم و هشتم، که نیم پرده هستند. گام ماژور استوار شده بر روی نت «دو» به صورت «دو-ر-می-فا-سل-لا-سی-دو» است.

گام مینور طبیعی گامی دیاتونیک است که در آن فاصله‌های نیم پرده، به ترتیب بین درجه‌های دوم و سوم و درجه‌های پنجم و ششم قرار گرفته‌اند. گام مینور طبیعی بر روی نت «لا» به صورت «لا-سی-دو-ر-می-فا-سل-لا» است. این گام در واقع متناظر با گام ماژور دو است که از نت ششم شروع شده و تا هشت درجه دنبال شده باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها : گام دیاتونیک، گام شناسی، گام ها، انواع گام، گام در موسیقی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 خرداد 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

تئوری موسیقی-ملودی چیست

بیشتر مردم، وقتی که به موسیقی می اندیشند، بی درنگ مفهوم ملودی به ذهنشان راه می یابد. برای پاره ای از مردم موسیقی همان ملودی است.

البته این تصور تا حدودی صحیح است، زیرا موسیقی چیزی نیست، مگر نغمه هایی که دگرگونی می یابند و در طول زمان حرکت می کنند. این تعریف: «گروهی از نغمه ها یا نت ها که هر یک به نوبت پس از دیگری می آیند»، نیز برای ملودی به کار می رود. اگر این تعریف را بپذیریم، می بینم که سرودن یک قطعه موسیقی بدون وجود ملودی در آن امکان ندارد. به عبارت دیگر، اگر ملودی را نغمه هایی بدانیم که یکی پس از دیگری می آیند، یک آهنگساز حتی آن زمان که او نت هایی را به شکل پراکنده می نویسد چگونه می تواند از به وجود آمدن ملودی در اثر خود پرهیز کند؟ بنابراین، می توان گفت که یک آهنگساز همواره ملودی می سراید. توجه کنید! او ابتدا نتی را می نویسد:

سپس نت دیگری به آن اضافه می کند:

و به این ترتیب او یک ملودی متشکل از دو نغمه را به وجود می آورد.

البته این دو نغمه، ملودی کامل نیست، بلکه چیزی شبیه به آن است، اما اگر او نغمه سومی به آن اضافه کند:

نتیجه بدست آمده شکلی ملودی وار پیدا می کند:





نوع مطلب :
برچسب ها : ملودی، ملودی چیست؟، نت، نت آهنگ، تئوری موسیقی، موسیقی، دانلود،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

composerخیلی از مردم  آهنگسازی را همان تنظیم می دانند ولی تفاوت بسیاری بین این دو هست

"آهنگسازی به شیوه ، لحن یا( به قول مداح ها) سبک خوانش یک ترانه گفته میشود "

یعنی آهنگساز تعیین می کند  یک ترانه با چه لحنی ، در چه گامی ، با چه صدایی ، در چه دستگاهی و چه سبکی (پاپ ، راک ، رپ ، جاز ، بلوز .....) خوانده شود

همچنین اینکه کجای ترانه باید با صدای بلند یا پایین خوانده شود ، اوج و فرود ترانه کجا باشد و برخی اوقات انتخاب ترجیع بند (نقطه اوج ترانه که معمولا تکرار می شود) نیز اگر در ترانه مشخص نشده باشد به عهده آهنگساز می باشد

آهنگساز باید با موسیقی آشنا باشد و

صداها و گام هارا بداند و حدالامکان نوازنده ساز باشد البته هستن کسانی که بدون تسلط به ساز خاصی این کار را انجام می دهند و استعدادی ذاتی است !که اکثر از آهنگسازی های محلی از این قبیل می باشند

آهنگساز معمولا برای آهنگسازی از ساز استفاده میکند و همزمان می نوازد و لحن و حس خود را روی ترانه اعمال میکند البته نواختن ساز اجبار نیست چرا که میتواند با تکیه به تبحر خود و شناخت موسیقی بدون استفاده از ساز و تنها با زمزمه و تکرار ترانه ، آهنگسازی کند .(یکی از آهنگساز بسیار مطرح دنیا- اگه اشتباه نکنم موتزارت- در طول عمرش دست به سازی نزد)

در آهنگسازی حرفه ای مثل ارکسترال آهنگ ساخته شده به صورت نُت یادداشت می شود و پارتیتور نام دارد ولی در آهنگسازی های معمولی یا بهتره بگم ملودی سازی مثل اکثر آهنگایی که این روزا همه جا میشنویم ! معمولا نُت نویسی انجام نمیشه و ملودی ساخته شده با ابزاری معمولا بصورت ضبط کردن ذخیره میشه و اینم نوعی از آهنگسازیه

بنده (محسن احمدی)  نیز در حال حاضر بدون نواختن ساز آهنگسازی میکنم یعنی یک ترانه را آنقدر زمزمه میکنم تا لحن مورد پسندم به وجود بیاد و بعد تیکه لحن هارو ضبط میکنم و در آخر یه لحن کلی از موارد ضبط شده رو گلچین میکنم . گاهی اوقات هم یک آهنگ به طور کامل در عرض چند دقیقه ساخته میشه که اصطلاحا بهش میگن جوششی یا  الهام و این از لطف خداوند و استعداد خدادادی است :)


یه نکته مهم دیگه هم باید بگم اینه که معمولا مردم آهنگهارو به اسم خواننده اون آهنگ میشناسن و اغلب موارد حتی اسم سازنده اثر رو هم نشنیدن در حالیکه زحمت و کار اصلی یه آهنگ رو  ترانه سرا و آهنگساز و تنظیم کننده انجام میدن و خواننده واقعا هیچ کاره است و تنها آهنگ رو اجرا میکنه ! از همه تاسف بار تر اینه که برخی مردم فکر میکنن که شعرهایی هم که خواننده میخونه مال خودشه مثلا میگن به قول فلان خواننده ..........!!!! :|

جا داره یادی کنم از استادان گرانقدر  آهنگساز  کشورمون بابک بیات ، پرویز یاحقی استاد همایون خرم که مردم سالهای سال با آهنگ هایی که اونا ساختن زندگی کردن و خاطره هاشونو  رقم زدن
روحشون شاد

در پایان به برخی از آهنگسازی های ماندگار این بزرگواران اشاره میکنم

 

بابک بیات

برخی از آثار استاد بابک بیات :
مرگ یزد گرد (۱۳۶۰)، نقطه ضعف (۱۳۶۲)، سلطان و شبان (مجموعه ۱۳۶۲)، راه دوم (۱۳۶۳)، ریشه در خون (۱۳۶۳)، مترسك (۱۳۶۳)، آتش در زمستان (۱۳۶۴)، اتوبوس (۱۳۶۴)، جست وجو در شهر (۱۳۶۴)، صاعقه (۱۳۶۴)، ترنج (۱۳۶۵)، تشكیلات (۱۳۶۵)، طلسم (۱۳۶۵)، ایستگاه (۱۳۶۶)، شاید وقتی دیگر (۱۳۶۶)، شكار (۱۳۶۶)، گاویار (۱۳۶۶)، گمشدگان (۱۳۶۶)، مزدوران (۱۳۶۶)، مكافات(۱۳۶۶)، ویزا (۱۳۶۶)، شاخه های بید (۱۳۶۷)،
شب حادثه (۱۳۶۷)، عروسی خوبان (۱۳۶۷)، كشتی آنجلیكا (۱۳۶۷)، تمام وسوسه های زمین (۱۳۶۸)، دستمزد (۱۳۶۸)، دوسرنوشت (۱۳۶۸)، شب مكافات (۱۳۶۸)، شنا در زمستان (۱۳۶۸)، گل سرخ (۱۳۶۸)، پرده آخر (۱۳۶۹)، عروس (۱۳۶۹)، دو فیلم با یك بلیت (۱۳۶۹)، آقای بخشدار(۱۳۷۰)، بهترین بابای دنیا (۱۳۷۰)، عشق من شهر من (۱۳۷۰)، قربانی (۱۳۷۰)، مار (۱۳۷۰)، مسافران (۱۳۷۰)
، موتو (۱۳۷۰)، خوش خیال (۱۳۷۱)، روز فرشته (۷۲/۱۳۷۱)، تماس شیطانی (۱۳۷۱)، آتش در خرمن (۱۳۷۱)، افعی (۱۳۷۱)
، بیا با من (۱۳۷۱)، دیدار (۱۳۷۲)، جنگ نفت كشها (۱۳۷۲)، عروسی خون (۱۳۷۳)، روز شیطان (۱۳۷۳)، توفان (۱۳۷۴)، سرزمین خورشید (۱۳۷۵)، دیپلمات (۱۳۷۵)، حرفه ای (۱۳۷۵)، مردی شبیه باران (۱۳۷۵)، پهلوانان نمی میرند (مجموعه ۱۳۷۵)، مرسدس (۱۳۷۶)، جهان پهلوان تختی (۱۳۷۶)، ساحره(۱۳۷۶)، قرمز (۱۳۷۷)، معصوم (۱۳۷۷)، فریاد (۱۳۷۷)، دوزن (۱۳۷۷)، شیدا (۱۳۷۷)، ولایت عشق (مجموعه ۱۳۷۸) و دستهای آلوده (۱۳۷۸).

 

homayon khorram

تعدادی از آثار بی بدیل استاد همایون خرم :

"تو‌ای پری کجایی" (سرگشته)، "امشب در سر شوری دارم" (غوغای ستارگان)، "ساغرم شکست‌ای ساقی" (طاقتم ده)، "رسوای زمانه منم"، "اشک من هویدا شد"،" پیک سحری"، "ساقی ببین"، "آوای خسته دلان"...





نوع مطلب :
برچسب ها : آهنگساز کیست؟، آهنگسازی، آهنگسازی چیست؟، ملودی، آهنگ،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

 

رهبر ارکستر کیست؟ وظیفه او چیست؟ چگونه با نگاه ها و اشاره هایش همه سازها را کنترل و هدایت می کند؟ چرا با این وجود بسیاری از مردم در این فکر هستند که او در میان نوازندگان کار خاصی انجام نمی دهد؟ آیا او تنها، فردی است که باید لباسهای شیک و تمیز بپوشد و مانند ناظم یک مدرسه به هنگام اجرا مراقب حرکات نوازندگان باشد؟
نیاز به وجود رهبری ارکستر هنگامی مشاهده شد که گروه نوازی سازها بعنوان نوع جدید و مهمی از اجرای موسیقی شکل گرفت. تعداد زیادی از نوازندگان شروع به نواختن می کردند و به علت نبود هماهنگی نتیجه کار اغلب نا مناسب بود، آنها نیاز به یک هدایت کننده داشتند که همه اعضای ارکستر از او حرف شنوی داشته باشند.

بدون وجود رهبر ارکستر پاساژها و نوانس ها بد اجرا می شوند، سازهای مختلف هرکدام به روش خود تغییر تمپو می دهند، .... و شاید از همه مهمتر نوازندگان به هنگام تمرین نمی توانند از وقت خود بخوبی استفاده کنند و در نهایت نتیجه کار بسیار نامطلوب خواهد بود.

پیش از قرن نوزدهم زمانی که نیاز به وجود رهبر در اکستر احساس شد؛ مایستر ارکستر و یا سولیست (یا کنسرت مایستر - Concert Master) - معمولآ نوازنده ویولن یا پیانو - علاوه بر اجرای موسیقی بخش خود، مسئولیت اینکار را نیز بعهده می گرفت اما با گذشت زمان، پیچیده تر شدن موسیقی، بیشتر و مهمتر شدن وظایف رهبر، این فعالیت بعنوان یک وظیفه مشخص، جدا و تخصصی تعریف شد؛ بطوریکه امروزه قسمت بزرگی از ارزش و اعتبار یک ارکستر به توانایی های رهبر آن باز می گردد.

ایده اولیه به قرون وسطی باز می گردد
شکل و ایده اولیه رهبری از آنجا آغاز شد که یک موسیقی دان بطور ناخود آگاه تمایل دارد بصورت بصری در ذهن خود، از یک طرف حرکات بالا و پایین رونده ملودی و از طرف دیگر ریتم را دنبال کند. چنین رفتاری از قرون وسطی توسط فردی در کلیسا به هنگام خواندن سرودهای مذهبی هم وجود داشت و بنظر می رسید که با اینکار کیفیت سرود خوانده شده بسیار بهتر است. آنها توسط چوبی که به سمت بالا و پایین می بردند ضرب موسیقی را به خوانندگان نشان می دادند.

خصوصیات یک رهبر
اما قبل از آنکه به وظایف یک رهبر ارکستر بپردازیم بیایید توانایی هایی که او باید داشته باشد را بر شماریم.

1- رهبر ارکستر باید دانش عمومی بسیار زیادی از موسیقی داشته باشد.

2- تمامی سازهای ارکستر را باید بشناسد و با آنها کارکرده باشد (لزومی به توانایی نوازندگی با آنها نیست) و ارکستراسیون بداند.

3- بهتر است در صورت امکان، بتواند اندکی با یک ساز زهی بخصوص ویولن نوازندگی کند، چراکه قسمت بزرگی از ارکستر را نوازندگان زهی و خانواده ویلن تشکیل میدهند.

4- بهتر است بتواند در حد خوبی پیانو بنوازد.

5- گوشهای دقیق باید داشته باشد و ریتم را خوب درک کند.

6- اعتماد به نفس از مهمترین خصوصیات روحی و اخلاق یک رهبر موفق است.

7- باید توانایی درک و خواندن سریع موسیقی از روی نت را داشته باشد.

8- بهتر است او با هنر آواز خواندن آشنا باشد.

9- فیزیک بدنی مناسب و انضباط رفتاری از دیگر ویژگیهای شخصی یک رهبر ارکستر است.

Music Conductor
آیا بدون وجود رهبر ارکستر، این افراد می توانند موسیقی
خوبی اجرا کنند؟
تاثیر رهبر در اجرای موسیقی
با وجود آنکه احساس نوازندگان هنگام اجرا در نهایت احساس انتقالی موسیقی را ایجاد می کند اما واقعیت امر آن است که این درک رهبر ارکستر از یک قطعه موسیقی است که اجرا می شود و نه چیز دیگر. اوست که نوازندگان را مجبور می کند آنگونه که وی می خواهد قطعه را اجرا کنند و نه فرد دیگر. به بیان دیگر اعضای ارکستر قطعه را آنگونه که او می خواهد اجرا می کنند.

 

به این مثال دقت کنید
روزی که شاد و سر حال هستید، ساز خود را بردارید و با آن یک قطعه را اجرا و ضبط کنید. زمانی دیگر پس از یک روز کار و تلاش هنگامی که شب به منزل باز می گردید همان قطعه را اجرا و ضبط کنید. به این دو قطعه گوش کنید، بدون شک متوجه تفاوت آنها خواهید شد. اگر همین کار را دوست شما نیز انجام دهد، باز این چهار اجرا با یکدیگر بسیار متفاوت خواهند بود.

تاثیر شرایط روحی، فیزیکی نوازنده و نیز درک او از موسیقی بر کیفیت اجرا، برای همه ما کاملآ مشهود است.

ارکستر، ساز رهبر
در رابطه با رهبری ارکستر نیز همین موضوع صادق است. ارکستر در دستان رهبر همانند یک ساز است. او می تواند با ارکستر خود یک قطعه را خوب و یا بد اجرا کند.

اما بزرگترین مشکل یک رهبر ارکستر آن است که بر خلاف پیانو، ویولن، گیتار، فلوت و ... سازی که او دارد همواره به حرف هایش گوش نمی دهد و به مراتب سخت تر از یک پیانو یا ویولن کنترل می شود.

ساز یک رهبر ارکستر، از تعداد زیادی سازهای مکانیکی تشکیل شده که نوازندگان به دستور رهبر آنها را آنگونه که او می خواهد می نوازند اما مشکل اینجاست که درک افراد از موسیقی یکسان نیست. برای همین آماده سازی اجرای یک قطعه آنگونه که رهبر ارکستر آنرا احساس می کند و می خواهد بیان کند بسیار دشوار است.

کوک کردن همه سازها، اجرای درست و دقیق ملودیهای لگاتو یا استکاتو، مقابله با شیطنت نوازندگان و ... پیش از اجرا، همگی از جمله وظایف یک رهبر ارکستر است.

یک رهبر موفق ارکستر باید یک مدیر بسیار کارآمد و قاطع باشد، او باید بتواند نوازندگان ارکستر را به تنهایی مدیریت کند، کاری بمراتب سخت تر از مدیریت یک شرکت !

Music Conductor
مهمترین فعالیت های رهبر ارکستر قبل از اجرای اصلی
صورت میگیرد.
او تنها کسی است که کل ماجرا را می داند
بله، یک رهبر ارکستر هرگز تمام بخش (پارت) های موسیقی را بین همه افراد ارکستر توزیع نمی کند. دلیلی ندارد که نوازنده پیانو پارت ویلن را داشته باشد و ... او تنها کسی است که می داند هر سازی در چه قسمتی باید چه چیزی را بنوازد. در واقع درگیری نوازنده با ساز خود، به او اجازه چنین چیزی را نمی دهد.

 

خلاصه وظایف رهبر ارکستر
در اینجا بطور خلاصه به وظایف مهم یک رهبر ارکستر اشاره میکنم، اما همانطور که قبلآ گفتیم رهبری ارکستر همانند مدیریت است و هر رهبر ارکستر ممکن است به روش خود ارکستر را هدایت کند.

1- بخش عمده وظایف رهبر ارکستر به قبل از اجرای اصلی باز میگردد، هماهنگی نوازندگان، حل مشکلات تکنیکی و گرفتن خطاهای اجرا، یکسان کردن درک موسیقی و ... از جمله این فعالیت ها هستند.

2- یک رهبر ارکستر اغلب مجبور است پارتیتور موسیقی را به ذهن بسپارد تا بتواند در حین اجرا بدون نگاه کردن جدی به آن، موسیقی را دنبال کند.

3- انتخاب نوازندگان ارکستر عمومآ با رهبر ارکستر است.

4- برنامه ریزی تمرین، اجرا و ... با رهبر ارکستر است.

5- یک رهبر ارکستر توسط دست راست خود معمولآ - نه لزومآ - با کمک یک چوب بنام باتون (Baton) ضرب میزان را توسط کشیدن اشکالی در فضا مشخص می کند.

6- رهبر ارکستر هنگام نمایش دادن ضرب میزان با دست راست تمپوی موسیقی را نیز کنترل می کند و نوازندگان با کمک آن می توانند افزایش یا کاهش تمپو را بصورت گروهی، یکسان اجرا کنند.

7- دینامیک موسیقی توسط حجم شکلی که رهبر ارکستر در فضا می کشد مشخص می شود، اشکال بزرگتر دینامیک قویتر را نشان می دهند.

8- در بسیاری موارد رهبر ارکستر از دست دیگر خود (چپ) برای مشخص کردن دینامیک موسیقی کمک می گیرد. حرکت به سمت بالا مشخص کنند حالت افزایش قدرت صدا (Cresendo) و حرکت از بالا به پایین مشخص کنند کاهش قدرت صدا (Decrescendo) است.

9- نحوه حرکت دادن دست و اعمال احساس در آن از دیگر کارهایی است که رهبر ارکستر توسط آن پارامترهای دیگری را به هنگام اجرا را به نوازنده منتقل می کند.

10- یک رهبر ممکن است برخی از مواردی را که مطرح کردیم با حرکات سر و نگاه به نوازندگان منتقل کند.

11- مشخص کردن زمان ورود یک ساز به موسیقی از دیگر وظایف مهم رهبر ارکستر است. اینکار معمولآ با اشاره کردن به نوازنده یا گروه نوازنده انجام می شود.

12- بسیاری دیگر پارامترهای اجرای موسیقی مانند لگاتو، استکاتو ... عمومآ با روش مختلفی مانند نحوه حرکت دادن دست، به نوازندگان بیان می شود. ممکن است او با نمایش یک کمان روی فضا، یک جمله موسیقی را بیان کند و ...





نوع مطلب :
برچسب ها : رهبر، رهبر ارکستر، رهبر موسیقی، رهبر در موسیقی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

واژه هارمونی در اصل به چگونگی ساختمان آکوردها و چینش آن‌ها اشاره دارد. هارمونی سبب ژرفا بخشیدن و غنای ملودی می‌شود. وقتی یک ملودی با زنجیره‌ای از آکوردهای هم‌گون و هم‌خوان با ملودی (که از نظر موسیقایی رضایت‌بخش است) همراهی شود، گوییم ملودی هارمونیزه شده‌است. یک آفریننده موسیقی عامیانه (مانند یک خواننده که از گیتار استفاده می‌کند)، با آزمایش آکوردهای گوناگون، هم‌خوان ترین آکوردها با حالت ملودی را برمی‌گزیند. در موسیقی کلاسیک غربی، موسیقیدان همزمان به خلق ملودی و هارمونی می‌پردازد. در برخی از انواع موسیقی‌های بداهه‌پردازانه مانند جاز نوازندگان بر مبنای چینش مشخصی از آکوردها، به آفرینش ملودی می‌پردازند.





نوع مطلب :
برچسب ها : هارمونی، ارگpa50، قیمت ارگ، پیانو، قیمت پیانو،
لینک های مرتبط :


شنبه 14 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()

دستگاه موسیقی عبارت است از : توالی نظام یافته قراردادی نمونه های قالبی موسیقائی به نام نغمه یا گوشه كه در حوزه تونال آن دستگاه ترتیب یافته است . سابقا آهنگهایی كه مطابق با سیستم هفت نغمه ای (هفت نتی) نواخته می شد خسروانی می گفتند . كلمه خسروانی در لغت به معنای " سرود خوش " است ولی در اصل ، خسروانی معنای ائم همه آهنگها و آوازهای خوش می باشد . به تدریج واژه خسروانی به دستان و سپس به دستگاه تغییر یافت . طبقه بندی هفت دستگاهی كه در قسمت قبل ذكر شد از حدود چهل سال قبل معمول بوده و ردیف های گوناگون موسیقی دانان دوره اخیر از قبیل درویش خان ، میرزا عبدالله و حسینعلی میرزا از روی همین ترتیب است





نوع مطلب :
برچسب ها : دستگاه های موسیقی، ماهور، شور، همایون، بیات ترک، هاتف اصفهانی، دستگاه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : میلاد موزیک
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3